<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>يادداشتهاي يك مشاهده گر در مورد مديريت استان اردبيل</title>
	<atom:link href="http://ostanar.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ostanar.wordpress.com</link>
	<description>من/ما براي افشاگري در مورد اعمال ، سوءاستفاده ها و خيانتهاي مديران استان مخصوصا رييس سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل و معاون پشتيباني و توسعه منابع انساني استانداري اردبيل آمدم/آمديم</description>
	<lastBuildDate>Wed, 02 Mar 2011 09:53:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='ostanar.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>يادداشتهاي يك مشاهده گر در مورد مديريت استان اردبيل</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://ostanar.wordpress.com/osd.xml" title="يادداشتهاي يك مشاهده گر در مورد مديريت استان اردبيل" />
	<atom:link rel='hub' href='http://ostanar.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>گزارش رسمی انصاری به سید حسن خمینی در باره اتفاقات روز 14 خرداد 1389</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2010/06/12/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%b3%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2010/06/12/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%b3%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 07:19:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/?p=112</guid>
		<description><![CDATA[گزارش رسمی انصاری به سیدحسن خمینی درباره اتفاقات روز 14 خرداد: نجار به احمدی نژاد یادداشت داد که ادامه بده! قضیه اصلی از اینجا آغاز شد که صبح روز چهارده خرداد که طبق توافق قبلی می بایست از ساعت 8 صبح صحن مراسم بروی مردم باز شود ازحدود 6 صبح گروه هایی به صحن وارد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=112&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گزارش رسمی انصاری به سیدحسن خمینی درباره اتفاقات روز 14 خرداد: نجار به احمدی نژاد یادداشت داد که ادامه بده!<br />
قضیه اصلی از اینجا آغاز شد که صبح روز چهارده خرداد که طبق توافق قبلی می بایست از ساعت 8 صبح صحن مراسم بروی مردم باز شود ازحدود 6 صبح گروه هایی به صحن وارد می شوند و مستقر می گردند!&#8230; پشت پرده نگاهم به نوشته جناب آقای نجار افتاد که ایشان علی رغم عمل جراحی سینوس ها و شرایط خاص بعد از عمل در جایگاه حضور داشتند که مرقوم می نمودند &#8220;جناب آقای رییس جمهور سخنرانی خود را تا ساعت 12 و سی دقیقه ادامه بدهید&#8221;!<br />
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران &#8211; حجت الاسلام و المسلمین محمد علی انصاری از اعضای دفتر حضرت امام به عنوان دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی طی نامه ای به تولیت آستان امام، سیر چگونگی تصمیمات مربوط به برنامه های مراسم 14 خرداد در حرم امام، و اجمالی از تنگناها و مسائل پشت صحنه این مراسم و نکاتی ناگفته از حوادث پدید آمده در حین برنامه را رسما گزارش نموده است.</p>
<p>با توجه به وسعت یافتن گمانه زنیها و بیان اطلاعات خلاف واقع از حوادث این روز بصورت گسترده به نقل از منابع غیر رسمی در سایتها و رسانه ها، ستاد بزرگداشت امام خمینی انتشار عین این گزارش را جهت آگاهی مسئولین محترم نظام و مردم شریف مفید و ضروری می داند.</p>
<p>روابط عمومی ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمینی (س)</p>
<p> 18/3/1389</p>
<p>بسمه تعالی</p>
<p>خدمت سرور گرامی حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید حسن خمینی دامت برکاته</p>
<p>با سلام و  تحیت؛</p>
<p>از زمان رحلت جانسوز حضرت امام تاکنون ،بیست و یک مراسم سالگرد و بزرگداشت آن حضرت در چهاردهم خرداد و در حرم مطهربرگزار شده است، به استثنای سالگرد هشتاد و هشت و امسال در 19 سال قبل با پایان سخنرانی مقام معظم رهبری و عزیمت زائران محترم از حرم مطهر به اوطان، ملاحظه توفیق برگزاری بدون حادثه این مراسم عظیم، خستگی شبانه روزی ماه ها تلاش بی وقفه دست اندر کاران ستاد بزرگداشت را به رضایتمندی و شکرگزاری و تبریک مبدل می ساخت.</p>
<p>حقیر نیز که مسئولیت سنگین ستاد مراسم را عهده دار بودم انشاء الله کمتر از سایر عزیزان دغدغه نداشتم در اولین فرصتی که گزارش توفیق برگزاری مراسم را خدمت جنابعالی و بیت شریف امام تقدیم می کردم از اینکه یکبار دیگر افتخار خدمتگذاری به نظام و امام و زائرین امام را یافتم خدای را شاکر و با رضایتمندی، آثار و فشارهای روحی ناشی از دغدغه ها و سنگینی مسولیت را که تا ماه ها بعد از مراسم رهایم نمی ساخت، تحمل می کردم.</p>
<p>سال گذشته مراسم سالگرد امام به گونه ای برگزار شد که تلخی ها و بعضا اسائه ادبها در آن به بهانه تقارن رقابت انتخابات با سالگرد امام تا اندازه ای توجیه پذیر می نمود. اما در پایان مراسم امسال نه تنها شادی در چهره هیچکدام از همکاران ما نبود بلکه تلاش می شد که با یکدیگر مواجه نشوند.</p>
<p> من برای اولین بار با اینکه خدمت به امام و زائرین امام را بر هر چیز دیگر ترجیح می دهم، آرزو کردم ای کاش مسئولیت مراسم با من نبود که ما شاهد آن باشیم که در محضر امام و زائران شریفش و در جلوی دیدگان مسئولین محترم نظام و هزاران شخصیت محترم سیاسی و روحانی و لشکری و کشوری و صدها تن از اندیشمندان و میهمانان خارجی شرکت کننده بیش از چهل کشور و آن هم در صف نماز جمعه در حالی که قریب به اتفاق اعضای بیت شریف امام در مراسم حضور داشتند به جنابعالی که یادگار امام و نماد شایسته بیت امام هستید آن گونه برخورد شود و عرق شرم را بر پیشانی انسان منصف سرازیر نماید.</p>
<p>گرچه جنابعالی در پایان مراسم مرا دلداری دادید و به دیگران هم فرمودید که قضیه مهمی نیست و اینگونه مسائل را باید تحمل کرد، اما اجازه دهید که من برای آگاهی بیشتر ملت شریف ایران و اعضای بیت امام و برای رفع شبهاتی که به سرعت بعد از این حادثه توسط برخی محافل دامن زده می شود، مسائل قبل و حوادث پشت صحنه تریبون را بازگو کنم و خدا می داند که امسال با تمام وجود آن هم به تاسی از فرمان خداوند و انبیاء و ائمه هدی علیهم السلام و پیروی از امام تلاش نمودم که مراسم امسال، مراسم وحدت و همدلی باشد و آرزو داشتم چهاردهم خرداد نقطه عطفی برای دوری از کدورتها واختلافها و جدایی ها گرددو همه ی دست اندر کاران ستاد می دانند که در هیچ جلسه ای نبود که به اعضای کمیته های فرهنگی، امنیتی و اجرایی به این مسئله ی مهم تاکید نکنم. لذا با اصرار اینجانب موضوع وحدت به عنوان محور کارهای فرهنگی و تبلیغاتی قرار گرفت.</p>
<p>ولی با کمال تاسف از آغاز سال جدید و شاید در آخر سال گذشته زمزمه هایی شروع شد که ستاد بزرگداشت نمی خواهد مراسم امام را برگزار نماید و حتی در هفته ی اول تعطیلات نوروز که مقام معظم رهبری به مشهد مشرف بودند طی تماسی که با جناب آقای وحید برای تبریک عید داشتم ایشان نیز از برنامه های ستاد سئوال کردند. به ایشان گفتم کارهای مقدماتی ستاد قبل از عید شروع شده است و ما با قوت کارها را دنبال می کنیم و اصلاً نگرانی نداریم.</p>
<p>و از ایشان درخواست نمودم که در اولین فرصت مراجعت پس از تعطیلات، جلسه ی حضوری برای مرور مباحث کلان سالگرد داشته باشیم. و این در حالی بود که بخشی از کارها که زمان بیشتری نیاز داشت از قبیل احداث سایه بان، تهیه برخی از اقلام مانند مواد غذایی برای زائران شهرستانی واحداث پارکینگ، بدون در اختیار داشتن بودجه و فقط با تعهد و اعتبار آغاز شد و لازم به ذکر است که تا کنون دو برابر سقف بودجه مصوب برای مراسم امسال هزینه و تعهد داشته ایم.<br />
بعد از تعطیلات تماس های اینجانب با مسئولین نیروی مقاومت بسیج و سایر نهادهای عضو ستاد برای هماهنگی جلسات و تعیین خطوط اصلی و سیاستهای فرهنگی و اجرایی و امنیتی مراسم در سطوح بالا پیگیری و ادامه داشت.</p>
<p>در کنار این تماس ها و تلاش به دلیل این که یقین داشتم مراسم امسال بسیار حساس و پر دغدغه است اصرارم بر این بود که مسائل را با دفتر مقام معظم رهبری هماهنگ نمایم.<br />
چند نوبت و از طرق مختلف  و تماس های تلفنی، مسئولین عزیز دفتر از کم و کیف مراسم سئوال فرمودند که به آنان اطمینان دادم آمادگی ستاد برای برگزاری مراسم بهتر از گذشته فراهم است.<br />
اما درخواست نمودم که با توجه به دغدغه هاقبل از اینکه جلسات عمومی ستاد برگزار شود، ما مسائل کلان مراسم را مرور و هماهنگ کنیم تا در شرایط حساس کنونی برای مراسمی بدان حد مهم تصمیمی فردی و یا محدود به ستاد گرفته نشودحضرتعالی نیز چندین نوبت بر همین سیاست تاکید فرمودید.</p>
<p>سرانجام روز سه شنبه 31 فروردین آقای وحید و تنی چند از اعضاء دفتر مقام معظم رهبری در جلسه کمیته طرح و برنامه ستاد بزرگداشت در جماران شرکت فرمودند . در ابتداء ضمن تشکر ویژه از این که ایشان در جلسات رسمی ستاد برای مراسم سالگرد شرکت کرده اند، اظهار داشتم حضور ایشان دلیل بر اهمیت مراسم امسال است. در این جلسه سه موضوع مهم را مطرح کردم که عبارتند از تعیین وحدت به عنوان شعار و رویکرد اصلی مراسم، برگزاری تنها یک مراسم رسمی بزرگداشت امام و نماز جمعه، و صرف نظر کردن از برنامه دعای کمیل و ندبه در حرم و سخنرانی های شب چهاردهم و پانزدهم به دلیل عملیات عمرانی و آماده نبودن فضای داخلی حرم برای جمعیت زیاد؛ پیشنهاد کردم برای اینکه لغو مراسم شبهای حرم شائبه سیاسی کاری در اذهان جامعه به وجود نیاورد بهتر است قبل از نماز جمعه، دو سخنران دیگر، یکی ریاست جمهوری و دیگری جنابعالی داشته باشیم.</p>
<p> پیرو این مقدمه جناب آقای وحید نیز بر اهمیت مراسم تاکید و علاوه بر ذکر نکات حائز اهمیت در راستای برگزاری مطلوب مراسم،اظهار لطف مقام معظم رهبری نسبت به اینجانب و موافقت کلی با پیشنهادات مذکور را بیان داشتند.<br />
جلسه رسمی با ارائه نظرات دوستان و جمع بندی حقیر بر مبانی محورهایی که عرض کردم، پایان یافت و بعد از آن بیش از یک ساعت جلسه و گفتگوی خصوصی بنده و آقای وحید به طول انجامید و چند نکته را یاد آور شدم: اولا تاکید کردم که هر کس گزارشی مبنی بر تصمیم ما و ستاد برای برگزار نکردن مراسم داده است، یا غرضی داشته یا اشتباه کرده است و ما شهامت آن را داریم که در صورت ضرورت به صراحت اعلام کنیم که نمی توانیم مراسم را برگزار کنیم. اما بنای ما بر این است که مراسم قوی تر از گذشته برگزار گردد.</p>
<p>دوم اینکه در شرایط کنونی و جریانات پس از انتخابات -که در واقع باید گفت پیش درآمد آن از مناظره شب چهاردهم خرداد کلید خورد و متاسفانه تا کنون ادامه دارد- سیاست ما بر این است که به گونه ای عمل کنیم که مراسم امام نه تنها تشدید کننده ی شرایط موجود نباشد بلکه از این فرصت برای کاهش التهابات جامعه استفاده شود از او خواستم که شما انتظارات خود را از ستاد بیان نمایید. </p>
<p>سوم: مجددا تاکید کردم که با توجه به اینکه مراسم شب های حرم تعطیل است و تنها نکته ای که ممکن است باعث جنجال آفرینی گردد القای غلط این معنی است که علت تعطیلی مراسم شب ها، لغو سخنرانی ریاست جمهوری است. لذا پیشنهاد ما این است  که آقای رئیس جمهور یکی از دو سخنران روز چهاردهم خرداد به همراه یادگار امام باشد.</p>
<p>در حالی که به لحاظ اجتناب ناپذیر بودن لغو مراسم شبانه حرم و طبق روال مراسم سالهای قبل که در مراسم روز 14 خرداد فقط سخنان آقای حاج حسن آقا و مقام معظم رهبری بود می توانستیم سخنران دیگری نداشته باشیم. </p>
<p>نکته چهارم و مهم دیگر که عرض کردم اینکه یادگار امام در طول سنوات گذشته سخنران قبل از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند اما با توجه به حساسیت شرایط کشور آقای حاج سید حسن آقای خمینی نه تنها اصرار به سخنرانی ندارند بلکه تمایل به عدم سخنرانی دارند ولی در صورتی که سخنرانی نکردن ایشان به هر دلیلی حمل بر جهات سیاسی و منشاءاختلاف و برداشت سوء می شود و شما تاکید بر سخنرانی ایشان دارید باید فکر جدی بشود زیرا ما نگران حادثه آفرینی و اخلال افراد در برنامه ی ایشان هستیم.</p>
<p>ایشان پس از تحلیلی از شرایط و جریانات سیاسی کشور بر سه نکته تاکید کردند:     </p>
<p>اول اینکه افراد خاصی ( که ایشان نام بردند ) نباید تحت هیچ شرایط در مراسم حضور یابند و افراد دیگری را نیز ذکر نمودند که نباید دعوت شوند ولی حضور آنان در میان مردم منطقی است. استدلال ایشان این بود که حضور بعضی از افراد در مراسم موجب بی نظمی و اخلال می شود.</p>
<p>دوم اینکه با توجه به شرایط حرم تعطیلی برنامه ی شب ها بلامانع ولی مراسم بزرگداشت و نماز جمعه باید یکی باشد. همه باید متمرکز برای برگزاری یک مراسم با شکوه باشیم و تاکید خاصی در مورد سخنرانی و یا لغو سخنرانی آقای رئیس جمهور در مراسم چهاردهم خرداد نداشتند.</p>
<p>سوم در مورد سخنرانی جنابعالی اظهار داشتند این برنامه طبق روال گذشته باید انجام شود و شرایط امسال با سال گذشته فرق دارد و ما بر اوضاع مسلط هستیم. قرار بر این شد که در ادامه ی کار نیز جلسات و تماسها ادامه یابد. </p>
<p>بدین ترتیب ستاد با جدیت وارد صحنه شد دستگاه های مختلف اجرایی، عملیاتی، امنیتی و فرهنگی پای کار آمدند و من در تمامی جلسات ستاد بر اهمیت و متفاوت بودن مراسم امسال و محور قرار دادن شعار وحدت تاکید داشتم و بر اساس برنامه ریزی قرار بر این شد مراسم در ساعت ده و نیم صبح با تلاوت قرآن کریم و عزاداری شروع، ساعت یازده تا یازده و نیم سخنرانی ریاست جمهوری، از ساعت یازده و نیم تا دوازده عزاداری و از ساعت دوازده تا دوازده و بیست و پنج دقیقه سخنرانی جنابعالی، سپس خطبه ها و نماز جمعه به امامت حضرت آیت الله خامنه ای برگزار شود. یادآور می شود نماینده ستاد نماز جمعه ی تهران نیز عضو ستاد بزرگداشت بوده و در جریان امور قرار داشت.</p>
<p> به روال هه ساله طی نامه ای از ریاست محترم جمهور درخواست نمودم که نماینده ویژه ی خود و دولت را به ستاد معرفی فرمایند که پاسخ این درخواست با تاخیر انجام شد و ابتدا شفاهی سپس در تاریخ سوم خرداد هشتاد و نه جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی ریاست محترم دفتر رئیس جمهوری طی نامه ای خطاب به اینجانب جناب آقای نجار وزیر محترم کشور را به عنوان نماینده ی ویژه ی رئیس جمهوری به ستاد معرفی فرمودند.</p>
<p> اینجانب جلسه ستاد را سریعاً در حرم با حضور ایشان تشکیل دادیم و گروه های مختلف گزارشات لازم را ارائه دادند و انصاف اینست که جناب آقای نجار قبل از مسئولیت نمایندگی ویژه دولت در ستاد ،از جایگاه وزارت کشور دستورات لازم را به استانداران و کمیته ی امنیت صادر کرده بودند و با توجه به مسئولیت جدید همت ایشان مضاعف و با تمام قدرت وارد صحنه شدند. چند تن از معاونین عمرانی،امنیتی،اجتماعی، حوادث غیر مترقبه وزارت کشور را مامور هماهنگی برنامه ریزی نمودند.</p>
<p>چندین نوبت نیز به جنابعالی گزارش دادم که همه ی کارهای اجرایی و امنیتی و فرهنگی در مسیر خوبی جریان دارد و نگرانی نیست.</p>
<p>در طول بیست سال گذشته روال بر این بود که مسائل و برنامه کلان مراسم را اینجانب در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کنم و پس از آن معاونین و روسای کمیته ها برنامه را به اطلاع مردم برسانند. ستاد خبری و روابط عمومی ستاد مرکزی نیز در زمان مقرر شروع به کار کرده بود. جلسه ی مفصلی هم با آقای عاطفی نماینده محترم جناب آقای مهندس ضرغامی (ریاست سازمان صداو سیما )در جماران داشتیم و مقرر گردید اعلان برنامه ها با مصاحبه مطبوعاتی اینجانب آغاز شود متاسفانه مصاحبه ی مطبوعاتی بعضی از عزیزان پر تلاش ستاد بزرگداشت که تحت عنوان قرارگاه شهید فهمیده دو سه روز قبل از مصاحبه ی اینجانب به گونه ای در رسانه ها مطرح شد که همه ی مسئولیت های مراسم و تشکیل کارگروه ها به سازمان یا ارگان دیگری غیر از ستادبزرگداشت امام(س) محول شده است!</p>
<p>و مهم تر این که ساعت شروع مراسم یازده صبح اعلام گردید. البته اینجانب در صداقت آن برادر عزیز شکی ندارم به دوستان اعلام نمودم این موضوع از روی غفلت به وجود آمده است. تا اینکه روز سه شنبه 4 خرداد مصاحبه ی مطبوعاتی با حضور خبرنگاران و رسانه ملی انجام دادم و تفصیل مباحث فرهنگی ، امنیتی واجرایی بیان شد. و جناب آقای ضرغامی با اظهار تعجب از بعضی مصاحبه های دیگران تاکید بر اینکه محور اطلاع رسانی مراسم با ستاد بزرگداشت و اینجانب تاکید داشت  ولذا از ساعت نوزده تا پایان اخبار شامگاهی و در بعضی از شبکه ها با صدای اینجانب کلیات برنامه مراسم روز چهاردهم خرداد خصوصا اعلان شروع مراسم:</p>
<p>ساعت ده و سی دقیقه صبح پس از قرآن و عزاداری سخنرانی ریاست جمهوری و پس از برنامه عزاداری مجدد ،سخنرانی جنابعالی و پس از آن خطبه های رهبر معظم انقلاب و اقامه ی نماز جمعه بارها پخس و اطلاع رسانی گردید.</p>
<p>علاوه بر آن نیز بعضی از شبکه ها به طور جداگانه مصاحبه داشتند و شب چهاردهم خرداد نیز اینجانب بعنوان دبیر ستاد بزرگداشت در خبر سراسری ساعت 21 برنامه ی مراسم را اعلام نمودم و علاوه بر همه ی اینها طی یک هفته در تمامی اطلاعیه های رسمی ستاد که در صفحه اول روزنامه ها به چاپ رسید دقیقا برنامه ها اعلام گردید.</p>
<p>به جز امسال اصلا سابقه نداشته است که هیچ مسئولی پیرامون برنامه ی رسمی مراسم حرم جز برنامه ی اعلام شده ی ستاد خبر دیگری منتشر نماید و هیچ یک از دستگاه ها و حتی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی خارج از برنامه ها  اطلاعیه ستاد اطلاعیه نمی دادند.</p>
<p> در یکی از جلسات اصلی ستاد که با حضور وزیر محترم کشور برگزار گردید دو نکته قابل تأمل پیش آمد اول اینکه بعضی از عزیزان سخنران اصلی قبل از خطبه را ریاست جمهور و سخنرانی جنابعالی را بعنوان خیرمقدم آن هم با نام سید حسن مصطفوی یاد کردند. و جناب آقای افشار نیز بعنوان معاون کمیته فرهنگی و اطلاع رسانی مسائلی بیان داشتند در حالیکه معاونت فرهنگی ستاد در جلسه حضور داشتند و گزارش جامعی از برنامه های مختلف تبلیغی و فرهنگی ستاد ارائه نمودند که به ناچار اینجانب تذکر دادم که باید وحدت رویه در اطلاع رسانی به مردم حفظ شود.در آن جلسه مطلع شدیم یک کمیته تحت عنوان فرهنگی و اطلاع رسانی جدید خارج از مجموعه ستاد مرکزی مراسم  شکل گرفته است!</p>
<p>متعاقب این جلسه متاسفانه رئیس ستاد نماز جمعه تهران مصاحبه ای با این مضمون انجام دادند که نماز جمعه به امامت رهبر معظم انقلاب و خیر مقدم توسط سید حسن مصطفوی خمینی و سخنرانی قبل از خطبه ها رئیس جمهور خواهد بود.</p>
<p>با اینکه در جلسه حضوری به ایشان اعتراض نمودم و درخواست شد که ستاد نماز جمعه بگونه ایی موضوع را اصلاح نمایند ولی پیامک های ارسالی ستاد نماز جمعه تکرار همان مصاحبه بود. و تنها دلیل این مطلب را حفظ شان ریاست جمهوری و رسوم دیپلماسی می دانستند و مسایل و گفتگوهای زیاد انجام شد که از بیان آنها صرف نظر می کنم .<br />
شایان ذکر است از دیدار روز سه شنبه 31/1/89 تا روز 14 خرداد با جناب آقای وحید( علی رغم تاکید در جلسه قبلی مبنی تداوم هماهنگی ها و تماس ها ) توفیق جلسه مشترک و تماس با ایشان  را نیافتم و بهر دلیلی که قطعا مصلحت بوده است از هماهنگی بیشتر و انتقال بعضی دغدغه ها محروم گردیدیم.</p>
<p>ستاد بزرگداشت از روز 8/3/89 توزیع کارت دعوت از میهمانان را آغاز نمودو برای اطلاع و هماهنگی در محل دفتر مقام معظم رهبری با حضور برخی مسئولین دفتر ،سیاست توزیع کارت ها و نحوه صدور کارت برای افراد حقیقی و حقوقی ارائه شد و دوستان دفتر از برنامه ریزی و نظم و دقت و دسته بندی گیرندگان  کارت ها متعجب و اعلام خرسندی  نمودند. و جنابعالی بهتر می دانیدکه کارت ملاقات با کد خاص بگونه ای در سیستم کامپیوتر پیاده و تحویل گیرندگان می شود که هر کدام از آنها قابل پیگیری است .<br />
ضمنا لازم به ذکر است که در برنامه مصوب کمیته امنیت و ترافیک  مسولیت امنیت حلقه های  اول و دوم  با سپاه و حلقه سوم با نیروی انتظامی است و راهنمایی و انتظامات داخلی مراسم و تنظیم صفوف و توزیع مهر  و زیرانداز به عهده ستاد نماز جمعه تهران با همکاری نیروی مقاومت بسیج بوده است. و تنها نیروی تشریفات ستاد بزرگداشت  به تعداد اندک در ارتباط با هدایت میهمانان خارجی و سفرا با آنها همکاری می نمایند و ستاد مسولیتی در رابطه با کنترل ورود با کنترل ورود و خروج افراد در مراسم ندارد.</p>
<p>علیرغم اینکه در یکی دو هفته مانده به روز 14 خرداد بسیاری از دوستان از بعضی مسایل احتمالی نگران بودند و اظهار می داشتند که دستهایی در کار است که نگذارند جنابعالی سخنرانی کنید ولی اینجانب با خوش بینی و بر اساس روال و روابطی که در طول بیست سال گذشته در ستاد حاکم بوده است و بر اساس توافق ها و هماهنگی هایی که در بالاترین سطوح با نهاد های مرجع و نماینده ویژه دولت و توافق های ستاد داشتیم به آنها اطمینان می دادم که چنین نخواهد شد.</p>
<p>و جنابعالی نیز که یکی دو نوبت از فضای عمومی سئوال فرمودید اظهار داشتم که هیچ دلیل موجهی بر کار شکنی نمی بینم و بسیار از مواردی که ذکر شد و بسیار از موارد دیگر را حمل بر اتفاق و غیر عمدی تلقی کردم. زیرا در باورم نمی گنجید &#8211; و اکنون نیز نمی گنجد- که مهمترین مراسم نظام اسلامی به نام امام و در سالروز رحلت آن حضرت با حضور عالیترین مقامات نظام و اعضای بیت شریف امام به عنوان صاحبان عزا در مسیری غیر از نمایش عظمت اقتدار مردمی و وحدت و وفاداری مردم به آرمانهای امام و تجلیل از امام و بیت امام و بیعت با رهبری هزینه شود.<br />
بخصوص اینکه امسال توافق و اعلام شده بود که مراسم ،مراسم نمایش وحدت و اقتدار مردمی نظام باشد و تمام دستگاه های مسئول مسائل مختلف مراسم نیز عضو ستاد بوده و متعهد به اجرا و تعقیب همین هدف بوده اند.</p>
<p> تیم تشریفات آقای رئیس جمهور چند روز قبل با آقای جوادی معاونت فرهنگی حرم جلسه هماهنگی برای تعیین  و ساعت حضور ایشان در 11 صبح روز 14 خرداد و ایراد سخنرانی داشتند. و اینجانب موکدا از آقای جوادی خواستم که به آقایان اعلام کند که طبق برنامه مصوب ستاد مرکزی  سخنرانی ریاست محترم جمهوری  راس ساعت 11 به مدت نیم ساعت پیش بینی و برنامه ریزی شده است.</p>
<p>از سوی دیگر  با توافق قبلی لیست مجریان و قاری قرآن و مداحان نیز در کمیته های ستاد  نهایی شد  و اسامی آنها برای ورود به جایگاه به مسئولین ذیربط  ارائه گردید.</p>
<p>لیکن قضیه اصلی از اینجا آغاز شد که صبح روز چهارده خرداد که طبق توافق قبلی می بایست از ساعت 8 صبح صحن مراسم بروی مردم باز شود ازحدود  6 صبح گروه هایی به صحن وارد می شوند و مستقر می گردند</p>
<p>متاسفانه آقای جوادی که بیست سال بعنوان رکن اصلی هماهنگی و ارتباط مجریان و مداحان مراسم بوده و حضور فعال در جایگاه داشتند از ساعت 9 صبح تا حدود 10.30 پشت داربست ها منتظر ورود بودند و در نهایت با پیگیری اینجانب آقای جوادی و قاری قرآن و مداح تعیین شده از سوی ستاد برگزاری مراسم که از افراد شناخته شده و فارغ از گرایش های حساسیت برانگیز بودند حدود ساعت 10:30  اجازه ورود یافتند و البته  مجری ستاد اجازه ورود نیافت و این در حالیست که قاری و مجری و مداحان تعیین شده از طرف ستاد نماز جمعه از قبل در جایگاه حضور داشتند فقط یکی از مداحان آنان به اشتباه از مسیری دیگر به محل پارکینگ زائران استانی راه یافته بود.</p>
<p> برنامه مراسم با کمی تاخیر از 10.30 صبح آغاز شد. همه ما منتظر بودیم که آقای رئیس جمهور قبل از ساعت 11 حضور داشته باشند نهایتا ایشان حدود ساعت 11 و بیست دقیقه به محل مراسم رسیدند و به جایگاه سخنرانی رفتند با اینکه 20 دقیقه از زمان مقرر تاخیر بوجود آمد به دوستان نماز جمعه گفتم برای اینکه مشکلی در برنامه پیش نیاید ما برنامه عزاداری بین دو سخنرانی را حذف می کنیم و آقای رئیس جمهور (حتی بیش از نیم ساعت که در برنامه پیش بینی شده بود)می توانند  تا ساعت  12 سخنرانی را ادامه دهند ، بعد از ایشان سخنرانی جنابعالی بود. </p>
<p>سخنرانی ایشان شروع شد حقیر 5 دقیقه قبل از ساعت 12 در پشت پرده تریبون به جناب آقای شیرمردی رئیس ستاد نماز جمعه تهران  و به  مجری مراسم عرض کردم که یادداشت بدهید سخنرانی تا ساعت 12 می باشد و شما 5 دقیقه دیگر زمان دارید.</p>
<p>یادداشت از طریق مجری به ایشان داده شد ولی سخنرانی ادامه یافت تا دو سه دقیقه بعد از 12 مجددا از مجری درخواست کردم بنویسد که وقت شما گذشته است باز سخنرانی ادامه یافت.</p>
<p>اینجانب محترمانه و در زمانیکه فرصتی پیش آمد (هنگام تکبیر مردم) به ایشان عرض کردم وقت شما تمام است اعتنا نفرمودند پشت پرده نگاهم به نوشته جناب آقای نجار افتاد که ایشان علی رغم عمل جراحی سینوس ها و شرایط خاص بعد از عمل در جایگاه حضور داشتند که مرقوم می نمودند &#8220;جناب آقای رییس جمهور سخنرانی خود را تا ساعت 12 و سی دقیقه ادامه بدهید&#8221;!</p>
<p>با این توصیف یقین کردم که بناست نگذارند جنابعالی سخنرانی کنید همزمان که مجری یادداشت جناب آقای نجار را از سمت راست روی تریبون نهاد اینجانب از سمت چپ نامه را برداشتم و برگشتم به جناب آقای نجار اعتراض کردم که شما چه هدفی از این کار دارید آیا این احترام به امام و دودمان امام است؟ </p>
<p>آیا این کار به وحدت جامعه کمک می کند ؟ برگشتم کنار تریبون به آقای رئیس جمهور دو سه نوبت عرض کردم وقت شما تمام است که ایشان  با اخلاق خاص خود جلوی انظار عمومی و رسانه ها  تندی نمودند. و اظهار داشتند برو شما چکاره اید و به سخنان خود ادامه دادند حجم یادداشت باقی مانده سخنرانی ایشان حاکی از آن بود که تا حدود  12:30 ادامه می دهند.</p>
<p>اینجانب از جهت اطلاع وضعیت پیش آمده به جنابعالی به اطاق مجاور آمدم دریافتم که مقام معظم رهبری و روسای قوا و چند تن از شخصیت های روحانی و سیاسی کشور حضور دارند. پس از عرض ادب و ارادت خدمت مقام معظم رهبری، به آقای وحید عرض کردم  برخلاف انتظار و برنامه های اعلام شده بناست که اقای رئیس جمهور تا زمان نماز به سخنان خود ادامه دهند، اظهار داشتند که با تذکر من قضیه حل نمی شود، به ناچار خدمت مقام معظم رهبری و در حضور میهمانان عرض کردم که ظاهرا بنابر اینست که نگذارند آقای حاج سید حسن آقا سخنرانی کنند که ایشان با قاطعیت فرمودند: &#8220;برای چه؟ &#8221; حتما باید ایشان سخنرانی کنند&#8221;.</p>
<p>تا آنجا که من می دانم پس از این مطلب نیز جنابعالی درخواست نمودید که با توجه به ضیق وقت سخنرانی نکنید که معظم له بر سخنرانی شما تاکید و به جناب آقای وحید نیز در این رابطه سفارشی داشته اند. خلاصه بعد از این ماجراها جناب آقای رئیس جمهور تا حدود ساعت 12:15 به سخنرانی ادامه داده و با کمال تأسف در پایان سخنرانی خویش این مطلب را (که اعلان آن شأن و وظیفه مجری برنامه است ) اعلام می نمایند که: اینک توجه شما را به سخنان رهبری جلب می کنم!</p>
<p>جای تعجب اینکه پس از سخنرانی نیز اینجانب را مورد خطاب و عتاب قرار داده که شما چکاره اید و به چه حقی به من یادداشت می دهید من رئیس جمهور این ملت هستم. و جناب آقای نجار نیز با تکیه بر اینکه ایشان 25 میلیون رای دارند کسی حق محدود کردن سخنرانی وی را ندارد مطالبی را بیان کردند.</p>
<p>حال چه کسی است که نداند در تمام دنیا و در تمام مناسبت های رسمی داخلی و بین المللی تنظیم برنامه یک همایش و تعیین وقت سخنرانی و لو بالاترین مقام ،تابع برنامه ریزی قبلی توسط نهاد مسئول همایش است و برای رعایت نظم برنامه ها، آخرین زمان باقیمانده از برنامه و یا پایان برنامه را طی یادداشت به سخنران یاد آور می شوند. و این نه تنها برخلاف اخلاق دیپلماسی و نادیده گرفتن شأن سخنران نیست بلکه نشاندهنده نظم برنامه و شأن شرکت کنندگان در آن است خصوصا آنکه نظم یکی از سفارشات موکد اسلام و وصایای امیر مومنان و از نکات برجسته سیره امام خمینی است که این مراسم بیاد او و در حرم او آنهم با اعلانهای مکرر قبلی برنامه ها بوده است و رعایت حدود تعهدات و مقرارات ،از مجریان عالی قانون بیش از دیگران مورد انتظار است. و شأن مردم بزرگواری که در آن گرمای ظهر در صحن و اطراف آن حضور داشتند ایجاب می کرد که مسئولین برنامه، نظم آنچه را که بر اساس آن مردم را دعوت کرده بودند رعایت کنند.</p>
<p> اصولا در کشور ما رسم است که در یک همایش ملی، اسلامی یک شخصیت والا در افتتاحیه و یک شخصیت والاتر در اختتامیه و شخصیت یا شخصیت های دیگر در بین افتتاح و اختتام سخنرانی کنند پس ضرورتی ندارد که افراد برای اثبات شان و دیپلماسی خود از هر طریق و هر وسیله ولو با نقض همه برنامه ریزیهای انجام یافته و تغییر برنامه ها   استفاده کنند و همین امر بستر تشدید آن صحنه های دور از انتظار در برنامه بعد را فراهم سازد.</p>
<p>اگر بحث رعایت شئون و آداب است آیا اخلاق اسلامی و آداب جمعی و ایرانی ایجاب نمی کرد که در این جلسه که بمناسبت سالگرد رحلت امام برگزار شده است جناب آقای رییس جمهور برای یکبار و در حد یک جمله کوتاه به صاحبان اصلی عزا دراین مراسم که اهل بیت امام هستند و اکثریت آنها در این جلسه حاضر بودند تسلیت بگوید؟ آیا فقط باید شأن ایشان حفظ شود آنهم به بهای برهم زدن برنامه های دیگر و نظم آن و بی حرمتی به شئون دیگران!</p>
<p>اکنون با توجه به این گزارش اجمالی که در آن از ذکر ناگفته های دیگری که مکتوب نمودن آنرا صلاح نمی دانم چند نکته حائز اهمیت دیگر را عرض می کنم:</p>
<p>1- آیا چنین مراسم با عظمت و با شکوهی که ثمره عشق مردم به امام و تلاش شبانه روزی هزاران نفر در ستادهای مرکزی و استانی بوده است و می بایست نماد وحدت و همدلی همگان باشد و به نام امام و ولایت و نمازجمعه مزین شده است سزاوار یک چنین بداخلاقی ها و به دنبال آن حرمت شکنی ها بود؟و کدام دستاورد مهم دیگر این مراسم است که بتواند جبران کننده سنت زشتی باشد که با کمال تأسف عده ای آنرا در زمان سخنرانی بعد از شما رقم زدند.</p>
<p>2- می دانید که عهده دار ثبت نام زائران سراسر کشور و استان تهران و اعزام و اسکان و تغذیه آنان سازمان نیروی مقاومت بسیج بوده است و من سوگند می خورم که اکثریت قریب به اتفاق آنان که سالهاست این مسئولیت سنگین را به شایستگی انجام داده اند مشتاق شنیدن سخنان و دیدن چهره شما بوده اند لذا با اطمینان می گویم نه بسیجیان عزیز و نه زائران محترم هیچکدام راضی به این رفتار ناپسند گروه خودسر زائر نما نبوده اند و ساحت امام دوستان از این گونه اعمال منزه است و باید خون دل خورد و دم فرو بست.</p>
<p>3- جنابعالی می دانید دهها هزار نفر نیروی امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی عاشقانه در این مراسم خدمت می نمایند و علیرغم تهدیدات و خطرات بزرگ، مراسم سالگرد امام بیاری خداوند با هیچ حادثه سوء امنیتی مواجه نبوده است و امسال نیز نظم خاصی در تعیین حلقه های امنیتی و اجرای ترافیک و راهنمایی زائران برقرار بود اما چه شد که در صحن اصلی مراسم که بیشترین دغدغه نظم و آرامش وجود داشت گروهی به خود اجازه دهند که تصویر نادرستی از عملکرد نیروها در اذهان عمومی برجای بماند. اینکه به جنابعالی یا اهل بیت امام اهانت شود یک بحث مهم است اما اینکه در مقابل دیدگان جهانیان ناتوانی نیروها در ایجاد نظم و آرامش به نمایش درآید بحث مهم دیگری است. آیا این زنگ خطری برای کل نظام و اعتبار نظام نیست؟ آیا بعد از این، مراسم ملی و اسلامی و وحدت بخش ما رو به سردی و تعطیلی نمی گذارد؟</p>
<p>اگر مسئولیت این گروه اندک را کسی به عهده نمی گیرد چرا از شناسایی آنان واهمه می شود. در حوادث یکسال اخیر بسیاری از افراد از طریق تصاویر تلفن همراه و غیره شناسایی و دستگیر شده اند اما این گروه که بدون نقاب و در فاصله دو متری دهها دوربین پر قدرت و فیلم برداری صداو سیما و خبرنگاران بودند و از اول تا آخر سخنرانی جنابعالی جست و خیز و هیاهو می کردند و برنامه ای بدین عظمت را در بیش انظار جهانیان آنگونه مشوه جلوه دادند ، قابل شناسایی نیستند؟</p>
<p> بحث بسیار مضحک و شرم آوری را بعضی ها طرح کرده اند که &#8220;ستاد کارت ها را توزیع می کند&#8221; (پس خودشان جوابگو باشند)! آری ستاد کارت میهمانان را صادر و توزیع می کند اما آیا اینها با کارت ستاد آمده اند؟ در این صورت چون تمام کارتهای ستاد دارای کد رهگیری و با نام افراد و ارگانهاست چه خوب است که این گروه چند صد نفری را شناسایی و با اسم و رسم و تصویر به مردم معرفی کنند. در هر حال نیروهای اطلاعاتی کشور نباید از کنار این قضیه براحتی بگذرند.</p>
<p>4- شاید برای جنابعالی و بعضی افراد دیگر تعجب آور بود که چرا من دو روز به مراسم و خصوصا روز 14 خرداد اینقدر تاکید داشتم که براساس برنامه اعلام شده ستاد عمل شود و نظم برنامه بهم نخورد و رئیس جمهور فرصت سخنرانی برای شما بگذارد. زیرا برنامه های فراوان حسینیه جماران در حساسترین شرایط انقلاب در زمان امام و تجربه 20 ساله مراسم که بصورت مطلوب برگزار شده بود بما آموخته بود که هرگونه بی نظمی در برنامه ها و لغو و تغییر آنها خصوصا با توجه به حسیاسیتهای کنونی التهاب آور خواهد شد. پر واضح است ستادی که بیست سال برنامه ریز مراسم بوده و همگان به تصمیمات آن احترام گذاشته اند نباید اجازه دهد که یکی از سه برنامه اصلی آن  مورد خدشه و تخریب قرار گیرد و ثانیا برای من که از بدو ورود امام به ایران عزیز در خدمت و کنار امام بوده ام و شما و برادران عزیزتان حضرات حجج اسلام آقای سید یاسر خمینی و آقای سید علی خمینی را همواره در آغوش پر مهر امام یافته ام که آن مرد الهی و عارف واصل و حکیم دوراندیش شما را از دل و جان دوست می داشت و لحظه ای نگاه پر عطوفت و دعای خیرش از شما دور نمی گردید و از دید ما و نزدیکان امام در همان زمان با توجه به پیش بینیها و هشدارهایی که امام نسبت به قوی بودن احتمال برخوردهای ناروا نسبت به یادگار و منسوبین پس از مرگ خود داشته اند و با علم به اینکه این محبت و علاقه که در انظار و حتی در نوشته ها ابراز می شد تنها به دلیل علقه نسبی نبوده است بلکه تذکری عالمانه برای دوران بعد و آیندگان است.<br />
 بسیار سنگین و ناباورانه بود که عده ای تمام همت خود را صرف جلوگیری از برنامه سخنرانی شما نمایند .حال سوال اساسی این است که دست آورد این کار برای نظام چیست؟</p>
<p>آیا این هنر نظام است که ما مراسمی را برپا کنیم و صدها هزار جمعیت را از سراسر کشور و از برخی نقاط دنیا در حرم فرابخوانیم اما بواسطه زمینه هایی که عرض کردم و بدنبال آن عملکرد جاهلانه عده ای قلیل  به گونه ای تفسیر و حتی با کمال تأسف در برخی روزنامه های رسمی تحلیل شود که اهل بیت امام هم جزء مخالفین هستند؟!</p>
<p>در حالیکه من با تمام وجود می گویم که نزدیک ترین، دلسوزترین افراد به امام، به نظام، به ولایت ،به مردم  و به قانون اساسی شما می باشید نه مدعیان طماع دروغگو، نه آنها که کمر به هدم همه ارزش ها و و دست آوردها و داشته های انقلاب بسته اند و برایشان وحدت و اخلاق و انسانیت معنایی ندارد و اکنون که انزجار عمومی از این حرمت شکنی فراگیر  شده است به هر ترفندی برای پاک کردن این لکه ننگ تاریخی دست می زنند .بگذرم و این گزارش دردآلود را با نوشتن شعری از امام خمینی که مضمون آن دعا در حق پدر بزرگوارتان و مادر مکرمه و شما و اخوان معظم است، خاطر مالامال از غم و شکایت و اندوه و اعتراض  خود را تسلی بخشم.<br />
انشاء الله نفس گرم امام و دعایش با  مرور این شعر زخم دلتان را التیام بخشد</p>
<p>احمد است از محمد مختار   /   که حمیدش نگاهدار بود<br />
فاطی از عرش بطن فاطمه است /  فاطر آسمانش یار بود<br />
حسن این میوه درخت حسن / حسنش یار پایدار بود<br />
یاسر از ال پاک سبطین است  /  سرٌ احسان ورا نثار بود<br />
علی از بوستان آل علی است  / علی عالیش شعار بود<br />
پنج تن از سلاله احمد  /  شافع جمله هشت و چار بود</p>
<p>(دیوان اشعار امام خمینی )</p>
<p>محمد علی انصاری<br />
 17/3/89</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/112/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/112/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=112&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2010/06/12/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%b3%d9%85%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b5%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خداوند &#8230;</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/10/25/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/10/25/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 15:55:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/10/25/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما بقدر فهم تو کوچک میشود  و بقدر نیاز تو فرود می آید  و بقدر آرزوی تو گسترده میشود  و بقدر ایمان تو کارگشا میشود  و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود  و به قدر دل امیدواران گرم میشود  یتیمان را [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=107&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong><span id="more-107"></span>ای بــرادر! خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>اما بقدر فهم تو کوچک میشود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و بقدر نیاز تو فرود می آید</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و بقدر آرزوی تو گسترده میشود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و بقدر ایمان تو کارگشا میشود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و به قدر دل امیدواران گرم میشود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> یتیمان را پدر می شود و مادر </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>بی برادران را برادر می شود </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>بی همسرماندگان را همسر میشود </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>عقیمان را فرزند میشود </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>ناامیدان را امید می شود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> گمگشتگان را راه میشود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> در تاریکی ماندگان را نور میشود </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>رزمندگان را شمشیر می شود </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>پیران را عصا می شود </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>و محتاجان به عشق را عشق می شود</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> خداوند همه چیز می شود </strong></span><span style="color:#888888;"><strong>همه کس را </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>به شرط اعتقاد </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>به شرط پاکی دل</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> ب</strong></span><span style="color:#888888;"><strong>ه شرط طهارت روح </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>به شرط پرهیز از معامله با ابلیس </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> و بپرهیزید از ناجوانمردیهــا ، </strong></span><span style="color:#888888;"><strong>ناراستی ها نامردمی ها! </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>چنین کنید تا ببینید که</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> خداوند چگونه بر سر سفره ی شما با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود؟ </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>که به شیطان پناه میبرید؟ </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>که در عشق یافت نمیشود که به نفرت پناه میبرید؟</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه میبرید؟ </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید که انسانیت را پاس نمی دارید ؟! </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong> </strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#888888;"><strong>از سخنان ملاصدرای شیرازی</strong></span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/107/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/107/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=107&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/10/25/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ناداني و قهر!</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/10/18/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d9%88-%d9%82%d9%87%d8%b1/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/10/18/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d9%88-%d9%82%d9%87%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 13:50:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/10/18/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d9%88-%d9%82%d9%87%d8%b1/</guid>
		<description><![CDATA[گنجشک با خدا قهر بود…   روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .   فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:   می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که   دردهایش را در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=106&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="center"><strong>گنجشک با خدا قهر بود…</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت .</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>دردهایش را در خود نگاه میدارد…</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>گنجشک هیچ نگفت و…</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center">
<strong>گنجشک گفت :  لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>تو همان را هم از من گرفتی.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>و سنگینی بغضی راه کلامش بست…</strong></p>
<p dir="rtl" align="center">
<strong>سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>از کمین مار پر گشودی.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center">
<strong>گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>دشمنی ام برخاستی!</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/106/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=106&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/10/18/%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d9%88-%d9%82%d9%87%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گفتگوی آموزنده  پدر و پسر</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/09/05/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/09/05/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 01:02:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اسلام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/09/05/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1/</guid>
		<description><![CDATA[#امیرالمومنین علیه السلام : فرزندم درستی چیست ؟ حسن بن علی علیه السلام: پدر, درستی, از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیكی هاست . #-   شرف چیست ؟ نیكی كردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان . #-   جوانمردی چیست ؟ پاكدامن بودن &#8230; #-   پستی چیست ؟ به چیزهای خرد نظر داشتن و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=105&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><strong><span style="color:#008000;">#<span style="color:#ff1493;">امیرالمومنین علیه السلام :</span> فرزندم درستی چیست ؟<br />
</span><span style="color:#0000cd;">حسن بن علی علیه السلام:</span> پدر, درستی, از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیكی هاست .<br />
<span style="color:#008000;">#-   شرف چیست ؟</span><br />
نیكی كردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان .<br />
<span style="color:#008000;">#-   جوانمردی چیست ؟</span><br />
پاكدامن بودن &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-   پستی چیست ؟</span><br />
به چیزهای خرد نظر داشتن و از اندك چیزی دریغ ورزیدن .<br />
</strong><strong><span style="color:#008000;">#-  كرم چیست ؟<br />
</span>بخشیدن قبل از خواستن &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  فرومایگی چیست ؟</span><br />
راحت خود را خواستن و به همسر بی اعتنایی كردن .<br />
<span style="color:#008000;">#-   جود چیست ؟</span><br />
بذل و بخشش در حال تنگ دستی و توانگری.<br />
</strong><strong><span style="color:#008000;">#-  بخل چیست ؟<br />
</span>آنچه كه داری را شرافت(خود) پبنداری و آنچه كه انفاق می كنی را  تلف شده بدانی.<br />
<span style="color:#008000;">#-  برادری چیست ؟</span><br />
وفاداری در سختی و آسایش.<br />
</strong><strong><span style="color:#008000;">#-  ترس چیست ؟<br />
</span>دلیری بر دوست و گریز از دشمن .<br />
<span style="color:#008000;">#-  غنیمت چیست ؟</span><br />
گرایش به تقوی و پارسایی در دنیا , كه نیكو غنیمتی است .<br />
<span style="color:#008000;">#-  بردباری چیست ؟</span><br />
خشم را فرو خوردن و خویشتن دار بودن .<br />
<span style="color:#008000;">#-  بی نیازی چیست ؟</span><br />
دلخوش بودن به قسمت الهی , اگر چه اندك باشد &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  فقر چیست ؟</span><br />
حریص بودن بر هر چیزی &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  ذلت چیست ؟</span><br />
وحشت از حقیقت و راستی &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  رنج بیهوده چیست ؟</span><br />
سخن گفتن در باره ی چیزی كه به دردت نمی خورد  .<br />
<span style="color:#008000;">#- بزرگواری چیست ؟</span><br />
در عین تنگدستی بخشیدن و گذشت از بدی ها   .<br />
</strong><strong><span style="color:#008000;">#- خردمندی چیست ؟<br />
</span>حفظ آن چیزی كه به تو سپرده شده &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  بلند مرتبگی چیست ؟</span><br />
انجام زیبایی ها و دوری از زشتی ها .<br />
<span style="color:#008000;">#-  دوراندیشی چیست ؟</span><br />
بسیار بردبار و بودن و با نزدیكان با نرمی رفتار كردن .<br />
</strong><strong><span style="color:#008000;">#-  سفاهت چیست ؟<br />
</span>پیروی از فرو مایگان و همنشینی با گمراهان &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  محرومیت چیست ؟</span><br />
از دست دادن بهره ای كه به تو داده شده است &#8230;<br />
<span style="color:#008000;">#-  نادانی چیست ؟</span><br />
شتاب در دستیابی به فرصت ها قبل از اینكه امكان پذیر باشد و نیز خودداری از پاسخ گویی(نسبت به آنچه می دانی) و چه نیكو یاوری است سكوت در بسیاری از مواقع,  هر چند كه سخنور باشی.</strong></div>
<p style="text-align:center;">
<strong><em>ميلاد اسوه تقوا و احسان حضرت امام حسن المجتبي ( ع ) بر مومنين مبارك</em></strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/105/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/105/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=105&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/09/05/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>افق روشن</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/08/08/%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/08/08/%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Aug 2009 11:49:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/08/08/%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی  دست زیبایی را خواهد گرفت. روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسانی برای هر انسانی برادری است. روزی که مردم دیگر در خانه هایشان را نمی بندند. قفل افسانه ای است و قلب  برای زندگی بس است&#8230; روزی که معنای هر سخن دوست [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=103&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><strong>روزی ما دوباره کبوترهایمان </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>را پیدا خواهیم کرد و مهربانی</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> دست زیبایی را خواهد گرفت. </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>روزی که کمترین سرود </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>بوسه است </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>و هر انسانی برای هر انسانی </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>برادری است. </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>روزی که مردم دیگر در خانه هایشان </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>را نمی بندند. </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>قفل افسانه ای است </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>و قلب</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> برای زندگی بس است&#8230; </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>روزی که معنای هر سخن </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>دوست داشتن است</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> تا تو به خاطر آخرین حرف</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> به دنبال سخن نگردی. </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>روزی که آهنگ هر حرف</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> زندگی است </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>تا من به خاطر آخرین شعر</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> رنج جستجوی قافیه نبرم.</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> روزی که هر لب ترانه ای است </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>تا کمترین سرود بوسه باشد.</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> روزی که تو بیایی </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>برای همیشه بیایی </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>و مهربانی با زیبایی یکسان شود </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>روزی که ما برای کبوترهایمان</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> دانه بریزیم&#8230; </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>و من آن روز را </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>انتظار می کشم </strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong>حتا</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> اگر روزی</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> که دیگر نباشم&#8230;</strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong> </strong></p>
<p>احمد شاملو</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/103/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/103/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=103&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/08/08/%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نامه سر گشاده آیت الله محقق داماد به آیت الله هاشمی شاهرودی</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/08/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/08/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 13:47:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/08/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa/</guid>
		<description><![CDATA[نامه سر گشاده آیت الله محقق داماد به آیت الله هاشمی شاهرودی اشاره: ‌ نامه‌اي كه ملاحظه مي‌شود، نوشته استاد كرسي فقه و حقوق و فلسفه، دكتر مصطفي محقّق داماد است. هرچند ممكن است برخي از كلمات آن به ذائقه برخي از خوانندگان ناگوار آيد، امّا هنگام مطالعه كلمه كلمه‌ي نامه نبايد اين احساس و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=104&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3>نامه سر گشاده آیت الله محقق داماد به آیت الله هاشمی شاهرودی</h3>
<div><span style="color:#404040;">اشاره:</span></p>
<p><span style="color:#404040;">‌ نامه‌اي كه ملاحظه مي‌شود، نوشته استاد كرسي فقه و حقوق و فلسفه، دكتر مصطفي محقّق داماد است. هرچند ممكن است برخي از كلمات آن به ذائقه برخي از خوانندگان ناگوار آيد، امّا هنگام مطالعه كلمه كلمه‌ي نامه نبايد اين احساس و اين امتياز را از ياد برد كه نويسنده منتقد در جايگاه دلسوزترين و آگاه‌ترين شخصيت‌هاي برجسته حوزه و دانشگاه است. صاحب چنين قلمي جز خيرخواهي براي اسلام و انقلاب و ملّت و نظام ناشي از آن‌چه انگيزه‌اي مي‌تواند داشته باشد؟ آميزه‌اي از درد و درك، پشتوانه اين نامه است. بنابراين آنان كه به برخورداري از نعمت شرح صدر مفتخرند نه تنها لحن و لسان گاه تند و تيز اين نوشته و هر نوشته دلسوزانه و خيرخواهانه‌ي مشابه را تاب مي‌آورند، بلكه خود را به پيگيري و پذيرش نكته‌هاي ظريف مندرج در متن آن موظّف خواهند دانست. «لا يحبّ‌الله الجهر بالسوء من‌القول الاّ من ظلم». وقتي خداوند دوست دارد صداي رساي دادخواهان را هرچند جهر به سوء باشد، به طريق اولي دوست خواهد داشت زبان و قلم عالمان عدالت‌جويي را كه صدايشان نه «جهر به سوء» بلكه جهر به حسن است. آيت‌الله مصطفي محقق داماد چنانكه بسياري از خوانندگان وقوف دارند، از اهل بيت علم و دين است و همانند ساير اعضاي اين خانواده بزرگ، «ادري بما في‌البيت» است. خوشبختانه رئيس قوه قضائيه، حضرت آيت‌الله هاشمي شاهرودي، خود نيز همين خاستگاه و همين جايگاه والا را داراست. بنابراين، اگر نويسنده نامه در مقام آمر به معروف و ناهي از منكر، داعيه‌اي جز يادآوري عدالت قضايي و جزايي ندارد، هيچ خواننده و شنونده‌اي نمي‌تواند از كلام و پيامي كه به دادگستري و عدل‌پروري دعوت مي‌كند استقبال نكند. در غير اين صورت به قول قويم اميرالمؤمنين(ع): «من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق». متن نامه را با هم مي‌خوانيم:</span></p>
<p><span style="color:#404040;">حضرت آيت الله جناب آقاي‌هاشمي شاهرودي</span></p>
<p><span style="color:#404040;">رياست محترم قوه قضائيه ‏</span></p>
<p><span style="color:#404040;">با سلام وتحيات</span></p>
<p><span style="color:#404040;">به خاطر دارم نيمه ارديبهشت 1358 براي زيارت عتبات عاليات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهيد آيت الله سيد محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه يکي از دوستان مشترکمان به محل اقامت اينجانب تشريف فرما شدند و زيارت ايشان نصيبم شد. چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي که هرگز از خاطرم نمي‌رود. ايشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسي صدر، و يادداشت‌هاي درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم‎ «آيت الله سيد محمد محقق داماد» و نظريات جديد مطروحه در اين مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضي مطهري که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به ميان آمد. آنگاه ايشان خطاب به اينجانب فرمودند «اين روزها آقاي سيد محمودهاشمي که گويي فرزند من است براي حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نويد دادند که ايشان مي‌تواند صديق همفکرگرانبهايي براي شما باشند». من که ناديده خريدار شده بودم نخستين بارکه جنابعالي را در قم زيارت کردم، درست همان يافتم که فرموده بودند. اينک به حکم ولايت دوستي، و با استفاده از حقوق شهروندي، مايلم که بي پرده سطور زير را به عرض برسانم:‏</span></p>
<p><span style="color:#404040;">حضرت آيت الله</span></p>
<p><span style="color:#404040;">به عقيده اينجانب بالاترين و بزرگترين ره آورد تحولات قرن حاضر براي بشريت معاصر قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري است. اين گفته حقوقدانان جهاني به هيچوجه گزاف نيست که ارزيابي نظام قضايي و حقوقي يک جامعه بر محور قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري و اجراي آن در جامعه دور ميزند و برهمين محور بايد سنجيده شود.‏</span></p>
<p><span style="color:#404040;">‏ به موجب اين گونه اصول قانوني است که اشخاص مي‌دانند چه عملي جرم است تا اگر مرتکب شوند مجازات مي‌شوند و اگر اجتناب کنند با خيال راحت مي‌توانند در کنار خانواده با آرامش به زندگي ادامه دهند و کسي به آنان کاري ندارد؟ و در فرض ارتکاب به چه مجازاتي مجازات مي‌شوند و چگونه و با چه آداب و موازيني مجازات بر آنها اجرا مي‌گردد؟ و اگر متهم شدند از چه حقوقي برخوردارند و چگونه دردوران اتهام با آنان برخورد مي‌شود و چگونه آنان مي‌توانند دفاع کنند؟</span></p>
<p><span style="color:#404040;">معتقدم اين نظام نامه‌ها هرچند نگارش و تنظيم آن در قرن حاضر انجام گرفته، ولي مباني و اصول آن چنان عقلاني است که نمي‌تواند با تعليمات راقيه اسلام متکي بر اجتهاد مفتوح شيعي منطبق نباشد. و لذا در دوران سابق مورد تاييد فقيهان بزرگ زمان خويش نظيرآيت الله نائيني و آيت الله مدرس اعلي‌الله مقامهم و خوشبختانه پس از انقلاب اسلامي مورد تاييد مراجع رسمي قرار گرفته است. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">معتقدم که محور اصلي خواسته ملت ايران در انقلاب مشروطيت تحت عنوان تشکيل عدالت خانه در واقع تقنين همين اصول و موازين بوده و در انقلاب اسلامي هم، ما شاهد بوديم که يکي از انگيزه‌هاي خيزش مردمي نقض همين اصول در بيدادگاههاي اختصاصي بود. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">جناب آقاي‌هاشمي شاهرودي‏</span></p>
<p><span style="color:#404040;">‏ تحمل بفرمائيد که به صراحت به حضورتان عرض کنم که درزمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، اين رکن اساسي امنيت اجتماعي نه تنها متزلزل بلکه در ملاء‌عام ويران شد، و اين بهاي کمي نبود که ملت ايران پرداخت کرد. ‏</span></p>
<p><span style="color:#404040;">‏توجيه شرعي نقض قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات توسط برخي از دوستان، که فقاهت آنان را اگر بپذيرم درايت و آگاهي آنان را هرگز نخواهم پذيرفت، هرچند ممکن است ارائه و برآن اصرار شود. ولي شما مرا مي‌شناسيد که فرزند فقاهتم، و ديرينه اين درگاهم، فقيهان واقعي را از فقهيان رسانه‌اي بخوبي تشخيص مي‌دهم. با شناختي که اينجانب از جنابعالي دارم، شما از آن دسته فقيهان نيستيد، و امکان ندارد که از نظر فکري بتوانيد با آناني همراه شويدکه توجيه گر شرعي اينگونه نقض قوانينند.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">سخنراني شما در سال 1373 در محل کار اينجانب فرهنگستان علوم پيرامون محدوده تمسک به مصلحت ثبت و ضبط است و بعيد مي‌دانم که در تقلب احوال تغيير نظري برايتان حاصل شده باشد. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">چند روز پيش در جلسه‌اي با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالاي نظام سخن از اخبار وقايع اسفبارِ روز و ستمي که بر مردم رفته است، در ميان بود. اخباري که به‌طور مستفيض و بلکه متواتراجمالي ثبوت آن مسلم و انکار آن غير ممکن بود،(باز هم خدا کند دروغ باشد). ناگهان يکي از ذوات محترم سکوت را شکست و با نگاهي عاقل اندر سفيه رو بمن کرد و با پوزخندي معني‌دار گفت اين اعمال که توجيه شرعي دارد!!! خدا مي‌داند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بيقرار و ناآرامم. ياد جمله حضرت مولا(ع) افتادم که فرموده است:</span></p>
<p><span style="color:#404040;">ولوکان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان عندي ملوما بل کان عندي جديرا.(نهج البلاغه)</span></p>
<p><span style="color:#404040;">مورخين آورده‌اند که وقتي حجاج بن يوسف ثقفي بدستور عبدالملک مروان خليفه اموي، براي ايجاد خفقان و اسکات معترضين، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقيما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالاي منبر رفت و اعلام داشت «هان‌اي مردم! نه به کودکانتان رحم مي‌كنم ونه به پيرانتان!. بيگناهتان را به جاي گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحويل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه اين‌هااز اختيارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عين شرع است!!!»</span></p>
<p><span style="color:#404040;">تفکر فوق دقيقا همان بافته و تافته تفقه مبتني بر کلام اشعري است که نتيجه‌اش در کتاب المستظهري غزالي به خوبي مشهود مي‌گردد.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">اگر خداي ناکرده قواعد عمومي جزا و اصول محاکمات رعايت نشود و يا نقض قوانين با توجيهات ضداخلاق انساني موجه گردد، زندگي به همين شرايط تلخ (العياذ بالله) باز مي‌گرددکه مرگ بهتر ازآن زندگي است.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">ما که به پيروي از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و اجتهاد مفتوح مبتني برکلام عدليه مبتهج و بر آن مفتخر و شاکر اين نعمت بزرگ هستيم، هرگز مجاز نيستيم که در تشخيص حسن عدالت و قبح ستمگري که مردم خردمند ملتمان خودشان به بداهت درک مي‌كنند قيمومت شرعي نمائيم و تفکر آنان را تعطيل کنيم.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">حضرت آيت الله </span></p>
<p><span style="color:#404040;">حضرتعالي خدمات شگرفي در دستگاه قضايي البته که انجام داده‌ايدکه انکار آن ناسپاسي است، ولي با کمال تأسف وقايعي در دوران رياستتان به خصوص در روزهاي اخير رخداد که ملت ايران طعم تلخش را هيچگاه از ياد نخواهد برد. وقايعي که چه به دست کارگزاران قوه مجريه انجام يافته باشد و چه بدست ظابطين قضايي و چه بدست دارندگان پايه قضايي همه و همه مسئولش قوه قضائيه‌اي است که شما مسئوليتش را به عهده داشتيد. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">حضرت آيت الله!</span></p>
<p><span style="color:#404040;">مطمئن باشيد شما در راس قوه‌اي قرار داشتيد که عليرغم همه ويراني‌ها و خرابي‌ها به دليل طبع کار و ساختار باقيمانده از پيش هنوز هم قضات شجاع، متشخص، پاکدامن و داراي و ثاقت قضايي وجوددارند.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">شما مي‌توانستيد با حمايت از استقلال قضايي بسياري از مشکلاتي که ساعت‌ها وقت قوه مقننه را مي‌گرفت و از کارهاي مهمتر باز مي‌داشت به آساني حل کنيد، که نکرديد. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">شما در حوادث اخير مي‌توانستيد آمرين قانوني در هر پست و مقامي که هستند و مامورين متخلف از موازين اخلاقي را به دست قضات شريف آگاه به قوانين محاکمه کنيد که لااقل تا امروز که واپسين روزهاي رياستتان است، نکرده‌ايد.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">شگفتا! کار قوه قضائيه به جايي رسيده که از يکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصيه به بي‌رحمي شوند و حديث شريف لا دين لمن لا رحم له را فراموش کنند و يا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوي ديگر توسط رياست قوه مجريه به رعايت رافت اسلامي و کرامت انساني مورد خطاب قرار گيرند. البته بسيار خوب سفارشي بود که ايشان فرمودند-شکرالله سعيهم- ولي آيا بهتر نبود که رئيس‌جمهور دولت نهم به جاي چنين خطاب بشر دوستانه به جنابعالي يا لا اقل در جنب آن، عتاب قانوني به وزير کشورشان مي‌كردند و وي را تحويل دستگاه عدالت مي‌دادند؟ وزيري که تحت مسئوليت وي چنين وقايع شرم‌آوري اتفاق افتاده است مگر مي‌تواند مسئول نباشد؟ آيا اين نتيجه تاخير حضرتعالي در اقدام قضايي نيست؟ </span></p>
<p><span style="color:#404040;">به موجب قوانين مدون مملکتي کليه زندان‌هاي کشور زير نظر قوه قضائيه اداره مي‌شود، و مسئوليتش با اين قوه مي‌باشد. آيا بهتر نبودکه قبل از صدور فرمان مقام معظم رهبري مبني بر تعطيل «زندان کهريزک»، شما خودتان دستور بازرسي صادر مي‌فرموديد و چنانچه آنرا فاقد معيارهاي لازم مي‌ديديد مبادرت به تعطيل آن مي‌كرديد؟ شما آنقدر تاخير فرموديد تا اين مدخل در دائرة المعارف‌هاي جهاني بنام حکومت ديني ايران در کنار مدخل‌هاي زندان‌هاي گوانتانامو و ابوغريب در زمان معاصر با کمال تأسف وارد شد. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">از منبع موثقي شنيدم که يکي از مراجع تقليد معاصر که از راه دور محاکمه‌اي که از سيماي ايران پخش مي‌شد پيگيري مي‌كردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل اين محاکمات را که ننگي است براي قضاي اسلامي!! از تلويزيون پخش نشود.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">عزيزاني که با زندگي صاحب اين قلم آشنايند مي‌دانند که صراحت وي تازگي ندارد و سوابق اوراقي که تحت عنوان گزارش خطاب به شوراي عالي قضايي وقت و يا صاحبان مناصب اجرايي نگاشته شده و در بايگاني سازمان بازرسي کل کشور علي القاعده موجود است، گواه و اثبات کننده اين مدعاست. صاحبان مناصب اجرايي آنزمان که در عمل به گزارشات اين ناصح مشفق و درخواست خالصانه وي مبني بر اجراي صحيح قوانين را اهتمام نکردند و آنروز او را در پافشاري بر نهادينه کردن زندگي مدني و تحت لواي قانون را ياري ننمودند، امروز گرفتار کمند نقض قوانين شده‌اند. و باز هم معتقدم نقض قانون به نفع هيچکس نخواهد بود هرچه در آن تاخير شود ظلم و ستم به همه مي‌باشد. </span></p>
<p><span style="color:#404040;">از اينکه سخن به درازا کشيد عذر مي‌خواهم. آنچه عرض شد دراين روزهاي آخرين مسئوليت حضرتعالي هر چند نوشداروي پس از مرگ سهراب است. ولي به هرحال اين سطور شايد براي آيندگان مفيد و براي شما نقطه افسوسي باشد که ايکاش در حوزه علميه به کار تدريس و پژوهش ادامه داده بوديد و هرگز به اين ورطه خطير پاي نمي‌نهاديد و به همان نقطه اميد استاد شهيد بزرگوارتان واصل مي‌شديد.</span></p>
<p><span style="color:#404040;">عريضه را با بيتي از غزل خواجه شيراز به آخر مي‌برم:</span></p>
<p><span style="color:#404040;">به قد و چهره هرآنکوکه ماه مجلس شد</span></p>
<p><span style="color:#404040;">جهـان بگيـرد اگر دادگستـري دانـد</span></p>
<p><span style="color:#404040;">سيد مصطفي محقق داماد-11مرداد88 ‏</span></div>
<p>آدرس مطلب :<a href="http://rouhanioon.com/news/detail.php?ID=687">http://rouhanioon.com/news/detail.php?ID=687</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/104/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/104/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=104&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/08/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>حذف پيوند</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/07/01/%d8%ad%d8%b0%d9%81-%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/07/01/%d8%ad%d8%b0%d9%81-%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 02:20:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[استان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/07/01/%d8%ad%d8%b0%d9%81-%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[با سلام پيوند هاي زير به دليل عدم رعايت موازين مورد قبول اين وبلاگ از ستون پيوند حذف مي شوند يادداشتهاي افشاگرايانه از اردبيل www.najhadmohamad.wordpress.com روز نوشته هاي يك كارمند www.manews.blogfa.com<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=100&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام</p>
<p>پيوند هاي زير به دليل عدم رعايت موازين مورد قبول اين وبلاگ از ستون پيوند حذف مي شوند</p>
<p>يادداشتهاي افشاگرايانه از اردبيل</p>
<p dir="ltr"><a href="http://www.najhadmohamad.wordpress.com">www.najhadmohamad.wordpress.com</a></p>
<p style="text-align:right;" dir="ltr">روز نوشته هاي يك كارمند</p>
<p style="text-align:left;">www.<a title="نمایش روز نوشته هاي يك كارمند" href="http://www.surfking.nl/proxy/index.php?q=aHR0cDovL21hbmV3cy5ibG9nZmEuY29tLw%3D%3D">manews.blogfa.com</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/100/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/100/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=100&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/07/01/%d8%ad%d8%b0%d9%81-%d9%be%d9%8a%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/30/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%8c-%d8%b8%d9%87%d8%b1-%d9%86%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%af-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/30/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%8c-%d8%b8%d9%87%d8%b1-%d9%86%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%af-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 02:45:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/06/30/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%8c-%d8%b8%d9%87%d8%b1-%d9%86%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%af-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=98&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><strong><em>چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام</em></strong></p>
<p style="text-align:center;"><strong><em>دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی</em></strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/98/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/98/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=98&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/30/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%8c-%d8%b8%d9%87%d8%b1-%d9%86%d9%87-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%af-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>متن نامه تاریخی آیات بهشتی، خامنه‌ای، هاشمی به امام</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c%d8%8c/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c%d8%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 04:50:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c%d8%8c/</guid>
		<description><![CDATA[در سال 58 که هاشمی رفسنجانی مأمور دادن نامه خود و 4 تن دیگر از یاران امام راحل(ره) به ایشان بود، به دلیل کسالت ایشان، از دادن نامه صرف‌نظر می‌کند و در سال 59 زمانی که ابوالحسن بنی‌صدر،‌ رئیس‌جمهور وقت به تحرکات خود ادامه می‌دهد، نامه مذکور را به همراه نامه‌ای جدید با امضای بهشتی، خامنه‌ای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=93&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در سال 58 که هاشمی رفسنجانی مأمور دادن نامه خود و 4 تن دیگر از یاران امام راحل(ره) به ایشان بود، به دلیل کسالت ایشان، از دادن نامه صرف‌نظر می‌کند و در سال 59 زمانی که ابوالحسن بنی‌صدر،‌ رئیس‌جمهور وقت به تحرکات خود ادامه می‌دهد، نامه مذکور را به همراه نامه‌ای جدید با امضای بهشتی، خامنه‌ای و هاشمی خدمت امام تقدیم می‌کند.</p>
<div> بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<strong>محضر مقدس رهبر و استاد عظیم‌الشأن امام خمینی دام ظله الظلیل</strong><strong> </strong><br />
چه خوب بود ضرورتی برای نوشتن این مطالب در این شرایط نبود، اما مع‌الاسف پس از بحث و بررسی، تذکر ندادن را گناه تشخیص دادیم و تذکر دادن را وظیفه و لذا برخلاف میل و احساس و به حکم عقل و مسئولیت، موارد زیر را به اختصار به نظر شریف می‌رسانیم:</div>
<p>1- با تحلیل منطقی و تجربه می‌دانستیم و می‌دانیم، پذیرفتن مسئولیت‌های بزرگ (مخصوصاً اجرایی) در چنین شرایطی، خواهی نخواهی سقوط اعتبار انسان را به همراه دارد و در مقابل، انزواگزیدن و گاهی انتقاد و اظهار نظر کردن، آسایش و اعتبار می‌آورد و انسان را خالی از هوا و دلسوز جلوه می‌دهد.</p>
<p>2- به امر شما و با تشخیص و احساس وظیفه، پیش از ورود شما به ایران و پس از تشریف فرمائیتان، خطیرترین مسئولیت‌ها را پذیرفتم و با اتکا به اعتماد عمیقی که از جانب شما احساس می‌کردیم تا امروز با پشتکار و تصمیم خلل‌ناپذیر ادامه دادیم و هنوز هم به همان امر و تکلیف و اعتماد تکیه داریم.</p>
<p>3- پیش از پیروزی و بعد از آن و امروز معتقد بودیم و هستیم که نظام اسلامی در ایران بدون پشتوانه‌ای از تشکیلات مذهبی-سیاسی تضمین دوام ندارد و به همین جهت با مشورت با جنابعالی و جلب موافقت و گرفتن وعده حمایت غیرمستقیم از شما، با همه گرفتاری‌ها از همان روزهای اول پیروزی، مسئولیت تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» را به عهده گرفتیم و در ماه‌های اول موفقیت‌های چشمگیری به دست آوردیم.</p>
<p>4- دشمنان و مخالفان،‌ به عمق و عظمت اقدام پی بردند و برای تضعیف حزب و رهبران حزب دست به کار شدند. غرب و شرق در خارج و راستی و چپی‌ها و بعضی از خودمانی‌ها در داخل، عملاً در این خصوص هماهنگ گردیدند؛ کار را با ترور اشخاص و شخصیت‌ها شروع کردند و هنوز هم کشتن‌ها و پخش شایعات و رواج دادن اتهامات ادامه دارد.</p>
<p>5- تبلیغات گمراه‌کننده آن‌ها موقعی کارگر شد که بعضی از نزدیکان و منتسبان به بیت جنابعالی با آنان هم‌صدا شدند. گرچه تأییدات گاه بی‌گاه شما و روابط رسمی ما با حضرتعالی از اثر این اقدامات می‌کاست و در مقابل سکوت ما به خاطر مراعات مصلحت انقلاب و نداشتن فرصت بررسی و دفاع هم از عوامل جرأت و پیشرفت آنان بوده و هست.</p>
<p>6- موفقیت «حزب جمهوری اسلامی» در انتخابات مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی که امید غیرمذهبی‌ها را به کلی از بین برد، از عوامل تشدید مبارزات مخالفان ما است.</p>
<p>7- حذف «حزب جمهوری اسلامی» از جریانات انتخابات ریاست‌جمهوری که با مقدمات حساب‌شده‌ای پیش آمد، مخالفان را جری و امیدوار کرد و تلاش‌ها را مضاعف کردند.</p>
<p>خیلی بعید است که انتشار نامه آقای میرزاعلی آقاتهرانی که در آن ما را متهم به قدرت‌طلبی از طرق نامشروع و خیانت و به طور مبهم به همکاری با آمریکا و امیرانتظام می‌کرد و در ظرف یک هفته در سراسر کشور، حتی روستاها و خارج کشور پخش گردید،‌ بی‌ارتباط با جریانات قبل و بعد و همراه حذف حزب از انتخابات باشد.</p>
<p>8- چند روزی که کسالت جنابعالی اعلام نشده بود، نامه‌ها و تلگراف‌هایی از طرف افراد و گروه‌ها در جراید خطاب به شما منتشر شد که از شما تقاضا داشتند، نظرتان را نسبت به اظهارات آقای تهرانی بیان فرمایید و شما بی‌خبر از تقاضای مردم بودید و مردم بی‌اطلاع از بیماری شما و سکوت شما را دلیل بر رضایت می‌گرفتند و تبلیغ می‌کردند. و ما نه می‌توانستیم خبر بیماری جنابعالی را به مردم بدهیم و نه روا می‌دانستیم که به طرف مقابل مثل ایشان حمله کنیم و حتی همان مختصر جوابمان به اندازه انکار تهمت، بر روحمان سنگینی می‌کرد، زیرا دشمنان می‌خندیدند و تحریک می‌کردند و مردم خون‌دل می‌خوردند و مأیوس می‌شدند.</p>
<p>9- پخش شایعاتی حاکی از خشم امام نسبت به حزب جمهوری اسلامی و به ما در چنین شرایطی اوج گرفت و هیچ چیز نبود که بتواند کذب شایعات را ثابت کند و بلکه اظهارات برادر و نوه و داماد و افراد دیگر از نزدیکان شما، محیط را برای پذیرش شایعات آماده‌تر کرد.</p>
<p>10- در تمام مدت غیبت صغرای شما، حتی یک خبر از رسانه‌های جمعی پخش نشد که نشان ارتباط و علاقه شما به ما باشد و حتی از ذکر نام ما پنج نفر در خبر آمدن شورای انقلاب به قم برای انتقال شما به تهران که مسئولیت آن را به عهده گرفته بودیم، جلوگیری شد. و در مقابل به کرات اخبار و صحنه‌هایی حاکی از ارتباط رقبای حزب [جمهوری اسلامی] با شما پخش گردید. حتی در چنین شرایطی که مردم به خاطر بیماری شما سخت تأثیرپذیر بودند، شایعه‌سازان ما را از عوامل کسالت شما معرفی می‌کردند و ما غیر از سکوت اقدامی نداشتیم.</p>
<p>11- دستور جنابعالی در خصوص حمایت از رئیس‌جمهور منتخب که کاملاً به جا و لازم بود ما خود بدان معتقد و پایبندیم، مورد سوءاستفاده در جهت پیشبرد اهداف خاصی قرار گرفت و می‌گیرد و ما در شرایطی نبوده و نیستیم که بتوانیم جلوی سوءاستفاده را بگیریم، زیرا هرگونه اظهار و عمل مستقلی برای جلوگیری از انحراف به عنوان کارشکنی و تخلف از دستور امام و قدرت‌طلبی معرفی می‌شود و متأسفانه این خطر به طور جدی وجود دارد که انتخابات مجلس شورای ملی، تحت تأثیر همین جو ناسالم منجر به انتخاب شدن افرادی که تسلیم رئیس‌جمهورند بشود و از داشتن مجلسی مستقل و حافظ اسلام در مقابل انحراف احتمالی مجریان، محروم گردیم.</p>
<p>12- طرح «کنگره وحدت» برای انتخابات که تبلیغات یک جانبه، ‌آن را مصداقی برای اجرای دستور امام در مورد همکاری با رئیس‌جمهور، ادعا می‌کند و حمایت بی‌پرده و صریح برادر و بعضی از منسوبان بیت شما از آن، این ادعا را تقویت می‌نماید، وسیله‌ای برای به مجلس رفتن افرادی خواهد شد که به عاقبت آن خوشبین نمی‌توان بود و مخصوصاً با توجه به این که رئیس‌جمهور بارها گفته است که اگر مجلس با من هماهنگ نباشد، ایران منفجر خواهد شد و یا من کنار می‌روم که می‌خواهند مجلس تابع ایشان باشد و نه ایشان تابع مجلس.</p>
<p>13- در شرایطی این‌چنین که هرگونه تلاش ما برای جلوگیری از انحراف در محتوای اسلامی انقلاب، اتهام قدرت‌طلبی به همراه دارد (چیزی که با همه وجود از آن تنفر داریم) چگونه می‌توان انتظار داشت که ما در جهت حفظ راه انقلاب نقش خودمان را ایفا نماییم.</p>
<p>14- از این که تحت تأثیر عوامل خارج از اراده و خواست خود مسئولیت کمتری به عهده داشته باشیم، ممکن است ناخرسند نباشیم، ولی از این که انقلاب اسلامی به این آسانی و سادگی برخی از وسائل (هرچند ناچیز) تضمین محتوای اسلامی خود را از دست بدهد، نمی‌توانیم نگران و ناراحت نشویم.</p>
<p>15- ای کاش افرادی که اثر قابل توجه در برانگیختن این جریانات داشته و دارند، بتوانند مسئولیت عظیمی را که تا به امروز بر دوش ما بوده، به عهده بگیرند و یا لااقل ما مطمئن شویم که خود جنابعالی به صلاحیت آنان ایمان دارید و به عواقب آن خوشبین هستید که تشخیص و درک شما – که صحت آن را آزموده‌ایم – می‌تواند برای ما، مایه آرامش باشد.</p>
<p>16- خلاصه: علائم تکرار تاریخ مشروطه به چشم می‌خورد. متجددهای شرق‌زده و غرب‌زده علی‌رغم تضادهای خودشان با هم در بیرون راندن اسلام از انقلاب همدست شده‌اند (نمونه جلسه‌ای که از مذهبی‌های چپ‌گرا و محافظه‌کاران غرب‌گرا یا ملی‌گرا برای همکاری در مقابله با حزب جمهوری اسلامی در انتخابات اخیر تشکیل شده بود.)</p>
<p>احتمال این که روال موجود مانع تشکیل مجلس شورای اسلامی احتمالی گردد که جنابعالی بدان دل‌بسته‌اید و امیدوارید بتواند نارسائی‌ها و کمبودهای رئیس‌جمهور را جبران کند،‌ قابل توجه و تکلیف‌آور است.</p>
<p>ما به امید این که رهبری‌های پیامبرگونه آن امام عزیز و عظیم، بتواند نگرانی‌های ما را از آینده مرتفع کند، در این موقع – که اگر خیلی سرنوشت‌ساز نبود، مزاحمتان نمی‌شدیم – بخشی از گفتنی‌ها را به عرضتان رساندیم و بقیه را به زمانی موکول می‌کنیم که جنابعالی آماده شنیدن باشید.<br />
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته</p>
<p><strong>محمد حسینی بهشتی – عبدالکریم موسوی [اردبیلی]- سیدعلی خامنه‌ای – محمدجواد باهنر- اکبر هاشمی</strong> <strong> </strong><br />
<strong>28/11/1358</strong>   <strong>نامه دوم مربوط به سال 59</strong>  </p>
<p dir="rtl">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p dir="rtl"><strong>امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم</strong></p>
<p dir="rtl">به نظر می‌رسد در ملاقات‌های معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمی‌آید، ناچار چیزهایی که تذکرش را وظیفه تشخیص می‌دهم تحت عنوان: «النصیحه لائمه المؤمنین» در این نامه بنویسم؛ خواهم می‌کنم توجه فرمایید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید:</p>
<p dir="rtl">1- یک سال پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری نامه‌ای به خدمتتان نوشتیم که نسخه‌ای از آن، ضمیمه این نامه است. شما در بیمارستان قلب بستری بودید و ملاحظه حال شما مانع تقدیم نامه گردید، خواهش دارم، اول آن نامه را ملاحظه نمایید و سپس این یکی را.</p>
<p dir="rtl">2- احساس می‌کنم که روابط و ملاقات‌های ما با جنابعالی، صورت تشریفاتی به خود می‌گیرد و محدودیت‌هایی در طرح و بحث مطالب – من جمله خوف از این که جنابعالی موضع‌گیری سیاسی و رقابت تلقی کنید – به وجود آمده و من خائفم که این حالت خسارت‌بار باشد.</p>
<p dir="rtl">3- تبلیغات متمرکز مخالفان – که از مقام رسمی و تریبون‌های رسمی در رل مخالف و اقلیت سخن می‌گویند- و نصایح کلی و عام جنابعالی و سکوت و ملاحظات ما که علل موضع‌گیری‌ها را روشن نکرده‌ایم، وضعی به وجود آورده که خیلی‌ها خیال می‌کنند ما و طرف ما بر سر قدرت اختلاف داریم و دو طرف را متساویاً مقصر یا قاصر یا&#8230; می‌دانند. ما برای حفظ آرامش نمی‌توانیم مطالب واقعی خودمان را بگوییم و جنابعالی هم صلاح ندانسته‌اید که مردم را از ابهام و تحیر در آورید.</p>
<p dir="rtl">خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هایی در این‌گونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیل‌هایی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوه یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و&#8230; تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آن‌ها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل این‌ها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خطر بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟ البته اگر مصلحت می‌دانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگویید. آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه اکثریت مدرسین و فضلای قم و ائمه جمعه و جماعات و&#8230; در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنی‌صدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بی‌طرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعداً تاریخ چگونه قضاوت می‌کند؟</p>
<p dir="rtl">4- ما جایز نمی‌دانیم که میدان را برای حریف خالی بگذاریم و مثل بعضی از همراهان سابق، قیافه بی‌طرف بگیریم و به اصطلاح جنت‌مکان و بی‌آزار و زاهد جلوه کنیم، به خاطر حفاظت از خط اسلامی انقلاب در صحنه می‌مانیم و از مشکلات، مخالفت‌ها و تهمت‌ها نمی‌هراسیم و به صلاحیت رهبری جنابعالی ایمان داریم، ولی تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است. مگر این که بفرمایید، همین ابهام صلاح است. احتمال این که این ابهام در رابطه با خطوط سیاسی و فکری جاری و خطی که در ارتش تعقیب می‌شود،‌ آثار نامطلوبی در تاریخ انقلابمان بگذارد، وادارم کرد به عنوان وظیفه روی این مطالب، صراحت و تأکید داشته باشم و امیدوارم مثل همیشه این جسارت را ببخشید.</p>
<p dir="rtl">5- قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری، به شما عرض کردیم که بینش آقای بنی‌صدر مخالف بینش اسلاف فقاهتی است که ما برای اجرای آن تلاش می‌کنیم و اکنون هم بر همان نظر هستیم و شما فرمودید ریاست‌جمهوری مقام سیاسی است و کاری دستش نیست؛ امروز ملاحظه می‌فرمایید که چگونه در کار کابینه و&#8230; می‌تواند کارشکنی کند و چگونه با استفاده از مقام، مجلس و دولت و نهادهای انقلابی را تضعیف می‌کنند و ما فقط می‌توانیم دفاع کنیم؛ چون تضعیف متقابل را با گفتن نواقص رئیس‌جمهور صلاح نمی‌دانیم و همان دفاع هم مشاجره تلقی می‌شود و بحث مورد مخالفت جنابعالی قرار می‌گیرد و آتش‌بس می‌دهید و خودتان هم دفاع لازم را نمی‌فرمائید که: اختلاف دو بینش است که یک طرف مصداق اسلامش غضنفرپور و سلامتیان و سعید سنجابی و طرف دیگر رجایی و گنابادی و منافی و موسوی و&#8230; می‌باشند.</p>
<p dir="rtl">در خصوص جنگ و فرماندهی ارتش،‌ مطالب و احتمالات زیادی داریم. فرماندهی به خاطر ناهماهنگی و وحشت از نیروهای خالص اسلامی، مایل است نیروهای غیراسلامی را در ارتش حاکم کند – که منافع مشترک پیدا کرده‌اند- و نیروهای خالص دینی را یا منزوی و یا منفصل نماید. خلبان شیرودی که سمبل ایمان و شجاعت و تلاش است، در پادگان ابوذر به من می‌گفت که امروز ایمان می‌جنگد نه تخصص و می‌خواهند دست مؤمنان را کوتاه کنند، ایشان همراه و همرزم خلبان شهید کشوری و خلبان شهید آشوری است. وحشت داشت و به من گفت پیامش را به شما بگویم و ضبط هم شده؛ احتمال این که مدیران جنگ به علل سیاسی طالب طولانی شدن جنگ باشند، وجود دارد و این احتمال تکلیف‌آور است. احتمالاً آقای بنی‌صدر به منظور تضعیف دولت و شاید –بعضی‌ها هم باشند- برای اجرای منویات آمریکا و&#8230; مخصوصاً کمبود مهمات و اسلحه قابل توجه است. در این مورد لازم است، جنابعالی سریعاً فکری بفرمایید و بهتر است در یک جلسه طولانی و محرمانه با دوستان مورد اعتماد ارتشی نظیر صیادشیرازی، نامجو، سلیمی، شیرودی و&#8230; با حضور ماها در خدمتتان بحث و تصمیم‌گیری شود.</p>
<p dir="rtl">7- ما «حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیرمستقیم – من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم – تأسیس کردیم و با توجه به این که قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید – ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید – و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود –غیرمستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسان خصوصی نظر صریحی بفرمایید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین گونه که عمل می‌فرمایید، مصلح است ما را قانع کنید تا ما با هم دوستان حزبی را قانع کنیم.</p>
<p dir="rtl">8- اینجانب که جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالح‌تر از شما سراغ ندارم، گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگی‌های شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیرند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارند. خدای نخواسته اگر روزی شما نباشید و این تحیر بماند، چه خواهد شد؟ واقعاً و حقاً ما انتظار داریم در مقام رهبری و مرجع تقلید اگر تعدیلی در شیوه حرکت ما لازم می‌دانید صراحتاً امر بفرمایید که مطیعیم؛ ما انتظار نداریم که نصایح ذو وجوهی از رسانه‌های جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمایید.</p>
<p dir="rtl">9- آخرین مطلب – که در ترتیب مطالب جایش این‌جای نامه نیست- این که ما پس از پیروزی آقای بنی‌صدر برای این که ایشان خیالشان از جانب ما راحت باشد،‌ ایشان را به ریاست شورای انقلاب برگزیدیم و به جنابعالی پیشنهاد نیابت فرماندهی کل قوای ایشان را دادیم که سریعاً تصمیم بگیرند و کار کنند، اما ایشان به این‌ها هم قانع نشد و مرتباً کمبودها را متوجه ما می‌کرد و می‌گفت: «من می‌خواهم کار کنم ولی نمی‌گذارند» در مرکز قدرت بود و دیگران را مقصر معرفی می‌کرد و امروز هم می‌بینید نقش اقلیت مخالف را. پس چه باید کرد؟ با سپاس و معذرت</p>
<p dir="rtl"><strong>اکبر هاشمی</strong></p>
<p dir="rtl">25/11/1359</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/93/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/93/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=93&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c%d8%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نامه تاریخی هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب : این تهمت‌ها شما را نشانه گرفته است</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 02:40:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82/</guid>
		<description><![CDATA[به دنبال خلاف‌گويي‌ها و تهمت‌هاي دكتر محمود احمدي‌نژاد درباره بسياري از بزرگان كشور، از جمله آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، مبارز نستوه انقلاب از سال 42 تا 57، عضو كميته حل مشكل سوخت مردم در زمستان 57 براي مذاكره با اعتصابيون شركت نفت آبادان، عضو هيأت حل مشكلات كردستان در سال 58، عضو شوراي انقلاب، سرپرست وزارت كشور [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=92&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:justify;">
<div>به دنبال خلاف‌گويي‌ها و تهمت‌هاي دكتر محمود احمدي‌نژاد درباره بسياري از بزرگان كشور، از جمله آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، مبارز نستوه انقلاب از سال 42 تا 57، عضو كميته حل مشكل سوخت مردم در زمستان 57 براي مذاكره با اعتصابيون شركت نفت آبادان، عضو هيأت حل مشكلات كردستان در سال 58، عضو شوراي انقلاب، سرپرست وزارت كشور در دولت موقت، رئيس مجلس شوراي اسلامي از سال 60 تا 68، فرمانده 8 سال دفاع مقدس، رئيس جمهور ايران از سال 68 تا 76، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان رهبري، بسياري از مردم شريف ايران در سراسر كشور به انحاي مختلف خواستار پاسخ آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به اتهامات و دفاع از دستاوردهاي ارزشمند نظام اسلامي شدند و دفتر ايشان نيز در اوّلين فرصت از صداوسيما خواستار وقتي براي پاسخگويي شد، امّا صداوسيما انجام اين مهم را به بعد از برگزاري انتخابات موكول كرد كه عملاً تأثيري نخواهد نداشت.</div>
<p>از آن‌جايي كه طي روزهاي اخير موج اعتراض‌هاي مردمي از اقصي نقاط كشور براي علت عدم پاسخ به اين دروغ‌سازي‌ها افزايش يافته و به خاطر اينكه موج‌سواران بيش از اين با احساسات پاك و صادقانه مردم بازي نكنند، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني تصميم گرفت پاسخ به اتهامات رئيس جمهور را به رهبر انقلاب و از طريق ایشان به مردم شريف ايران بدهد تا حداقل تاريخ انقلاب اسلامي در آينده‌هاي دور، اين تجربه تاريخي را در اختيار نسل‌هاي متمادي ايران عزيز قرار دهد كه نگذارند پديده زشت دروغ، افترا و تهمت در اين كشور نهادينه شود.</p>
<p> متن کامل این نامه به اين ‌شرح است:</p>
<p style="text-align:center;"><strong>بسم‌الله الرحمن الرحيم</strong></p>
</div>
<div><span style="color:#006400;"><strong>مقام معظم رهبري آيت‌الله خامنه‌اي زيده عزّه </strong></span><br />
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدي‌نژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمه‌چيني‌هاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهك‌‌هاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراكني‌هاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانه‌هاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي مي‌داند.</div>
<p>دهها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازيها و خلافگويي‌هايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامي‌مان را نشانه گرفته بود.</p>
<p>زير سئوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدت‌هاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نمي‌شد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليت‌هاي ممتازي بعهده داشته‌ايد..</p>
<p>نقطه قابل توجه دراين تهمت‌ها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جناب‌عالي كه هادي دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تأييد و تحسين قرارداده‌ايد، نشانه گرفته است.</p>
<p>* * *</p>
<p>بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جناب‌عالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سم‌پاشي‌ها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار ‌كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنه‌گران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.</p>
<p>البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.</p>
<p>* * *</p>
<p>اينجانب براي پرهيز از آلوده‌شدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكس‌العمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.</p>
<p>در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدي‌نژاد گفتم كه در اظهارات او خلاف‌گويي‌‌هاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسئوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهام‌هاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانواده‌هايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفته‌اند، نباشد.</p>
<p>از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتي كم‌شدن دارايي‌ها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را مي‌طلبد.</p>
<p>مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوت‌شان ديدند و بي‌شك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.</p>
<p>معتقدم جناب‌عالي بخوبي مي‌دانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم مي‌د‌ارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار مي‌گيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌كشي‌هاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،</p>
<p>تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلاف‌گوئيها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اكتفا كرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شركت در انتخابات ندارم.</p>
<p>چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكرده‌اند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوق‌الذكر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهت‌گيري در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميم‌خودشان و همكارانشان در صحنه‌اند و عمل مي‌كنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بي‌حرمتي غيرقابل توجيه است.</p>
<p>بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولي اين نظر را رسانه‌‌اي نكرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگ‌نمايي كرده‌اند كه هدف بزرگ‌نمايي در آن مناظره روشن شد.</p>
<p>با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده مي‌كنيم.</p>
<p>اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌هاي زشت و گناه‌آالودي مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّف‌هاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاق‌شكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟</p>
<p>رهبري معظم انقلاب؛</p>
<p>اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيت‌تان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.</p>
<p>لذا در فرصت باقي‌مانده ضروري به نظر مي‌رسد خواسته حق حضرت‌عالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه مي‌تواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش‌افروخته بريزند.</p>
<p>سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل</p>
<p>دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان</p>
<p><span style="color:#ff0000;"><strong>اكبر هاشمي رفسنجاني</strong></span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/92/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/92/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=92&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/06/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>برخي از ويژگيهاي مديريتي علي نيكزاد ، فيروز احمدي ، مجيد قديري حيدري ، يعثوب نژادمحمد و مريدان بي تدبير آنها</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/20/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa%d9%8a-%d8%b9%d9%84%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d9%83%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%8c-%d9%85/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/20/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa%d9%8a-%d8%b9%d9%84%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d9%83%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%8c-%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2009 15:25:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/?p=82</guid>
		<description><![CDATA[مديران ناكارآمد، واقعيت ها را براي كاركنان بازگو نمي كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي دهند، سعي مي كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند. - با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي كنند. - با اجراي [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=82&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مديران ناكارآمد، واقعيت ها را براي كاركنان بازگو نمي كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي دهند، سعي مي كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.</p>
<p>- با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي كنند. </p>
<p>- با اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي زنند.<br />
- كارهاي كوچك را به آدم هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم هاي نالايق    مي سپارند.<br />
- با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب       مي كنند.<br />
- با عدم انعطاف پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي كنند.<br />
- به دليل عدم تشخيص فرصت ها و تهديدها، از انجام به موقع و حركت هاي توام با ريسك معذور هستند.<br />
- نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم اندازهاي لازم ، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي شوند</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/82/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/82/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=82&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/20/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa%d9%8a-%d8%b9%d9%84%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d9%83%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%8c-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>عدالت حضرت علي ( ع ) در امور مالي و توزيع ثروت</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/07/%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/07/%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Apr 2009 07:55:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/?p=83</guid>
		<description><![CDATA[ثروت به عنوان یکی از شاخص های بسیار مهم نفوذ و تأثیر در کنار قدرت، همیشه مطرح بوده است و حتی برخی از اندیشمندان، ثروت را منشأ قدرت می‏دانند. به هر حال، آنچه مسلم است، نقش بسزای ثروت در تحکیم و تداوم قدرت می‏باشد که دشمنان و رقبای امام علی علیه‏السلام براحتی از آن استفاده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=83&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ثروت به عنوان یکی از شاخص های بسیار مهم نفوذ و تأثیر در کنار قدرت، همیشه مطرح بوده است و حتی برخی از اندیشمندان، ثروت را منشأ قدرت می‏دانند. به هر حال، آنچه مسلم است، نقش بسزای ثروت در تحکیم و تداوم قدرت می‏باشد که دشمنان و رقبای امام علی علیه‏السلام براحتی از آن استفاده می‏کردند. امام علیه‏السلام پس از به قدرت رسیدن با پایبندی کامل به عدالت، سیاستهای قاطع و سرسختانه‏ای در امور مالی در پیش گرفت و این سیاست بویژه برای سران قریش و رؤسال قبایل که از ثروتهای زمان عثمان بهره‏مند شده بودند، بسیار سنگین بود. حضرت در دومین روز حکومت خود چنین اعلام کرد:</p>
<p>«ای مردم، من یکی از شمایم، با هر یک از شما در حق و وظیفه برابرم، روش کارم همان سنت پیامبرتان بوده و دستور او را به کار خواهم بست، بدانید زمینهایی که عثمان به تیول بستگان خود درآورده و اموالی که بناحق به این و آن بخشیده است، همه به بیت‏المال بازگردانده خواهد شد. بدرستی که حق را هیچ چیز باطل نمی‏کند، به خدا اگر چیزی از آن اموال بیابم که به مهر زنان یا بهای کنیزکان رفته باشد، آن را برمی‏گردانم. همانا در عدل گشایشی است و آن که عدل بر او سخت باشد، ستم را سخت‏تر یابد.»(57)</p>
<p>امام علیه‏السلام تمام اموال و املاکی را که عثمان از بیت‏المال به یاران و خویشانش بخشیده بود، به بیت‏المال بازگرداند.</p>
<p>فضیل بن جعد، نقل می‏کند که مهمترین عاملی که سبب شد عرب از حمایت علی علیه‏السلام دست بردارد، مسائل مالی بود، زیرا امام علیه‏السلام رؤسا و بزرگان را بر مردم عادی، و عرب را بر عجم برتری نمی‏داد. با رؤسا و بزرگان قبایل همانند پادشاهان و دیگر حاکمان رفتار نمی‏کرد و نمی‏کوشید از هر طریقی آنها را به خود مایل سازد، ولی معاویه برعکس این عمل می‏کرد و به همین دلیل، مردم علی علیه‏السلام را رها کرده، به سوی معاویه می‏رفتند.</p>
<p>روزی بزرگان بنی‏امیه فردی را نزد حضرت علی علیه‏السلام فرستادند و پیام دادند: «یا ابوالحسن تو با همه ما به ستم رفتار کردی&#8230; اگر آنچه را که در زمان عثمان به دست آورده‏ایم به ما واگذاری با تو بیعت خواهیم کرد.» ولی امام علیه‏السلام این کار را نکرد و همینها در مقابل امام علیه‏السلام دست به شمشیر بردند و با او جنگیدند.</p>
<p>شدت عدالت علی علیه‏السلام در مسائل مالی، و رشوه دادنهای بی‏حد و حساب معاویه و در نتیجه گرایش سران قبایل به سوی معاویه به اندازه‏ای بالا گرفت که گروهی از یاران نزدیک امام علیه‏السلام به او گفتند: یا امیرالمؤمنین! اشراف عرب و قریش را بر مولی و عرب برتری بده و از این اموال به آنان و کسانی که بیم مخالفت و گریز به سوی معاویه می‏رود عطا کن، چرا که اصل حکومت در خطر است.</p>
<p>حضرت در پاسخ فرمودند:</p>
<p>«مرا فرمان می‏دهید تا پیروزی را بجویم به ستم کردن درباره آن که والی اویم؟ به خدا که نپذیرم تا جهان سرآید و ستاره‏ای در آسمان پی ستاره‏ای برآید. اگر مال از آنِ من بود، همگان را برابر می‏داشتم ـ که چنین تقسیم سزاست ـ تا چه رسد که مال، مال خداست.»</p>
<p>حضرت علی علیه‏السلام در تقسیم بیت‏المال نیز ذره‏ای از عدالت عدول نمی‏کرد. حضرت چند روز پس از خلافت فرمود:</p>
<p>«مردم!&#8230; از آدم ابوالبشر فرزندی به عنوان غلام یا کنیز متولد نگردید. تمام فرزندان او از روز نخست آزاده بودند، لکن امروز به خاطر جهات و مقتضیاتی&#8230; جمعی بنده و مملوک شما قرار گرفته‏اند، قدری از اموال که مربوط به مسلمین است نزد من جمع شده، باید در میان شما از سیاه‏پوست و سفیدپوست، بردگان و آزادگان، به طور مساوی تقسیم شود.»</p>
<p>سپس امام علیه‏السلام به هر نفر سه دینار داد. مردی از انصار اعتراض کرده، گفت: یا علی، این غلام را من دیروز آزاد کرده‏ام. آیا سهم مرا با او به یک اندازه می‏دهی؟</p>
<p>حضرت پاسخ دا من در کتاب خدا دقت کردم؛ تفاوتی بین فرزندان اسماعیل که کنیززاده بودند و فرزندان اسحاق که آزاد بودند، ندیدم.</p>
<p>روزی طلحه و زبیر اعتراض کردند که عمر در تقسیم بیت‏المال با ما این‏گونه رفتار نمی‏کرد.</p>
<p>حضرت فرمود: آیا پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بیت‏المال را مساوی تقسیم نمی‏کرد؟</p>
<p>گفتند: بلی.</p>
<p>فرمود: شیوه پیامبر سزاوارتر به پیروی است یا شیوه عمر؟</p>
<p>گفتند: شیوه رسول‏اللّه‏، ولی ما دارای سوابق هستیم و در راه اسلام رنج و مشقت فراوانی تحمل کرده‏ایم و از نزدیکان پیامبریم.</p>
<p>حضرت فرمود: سابقه شما بیشتر است یا من؟</p>
<p>گفتند: سابقه تو یا علی.</p>
<p>حضرت فرمود: آیا شما بیشتر در راه اسلام رنج بردید یا من؟</p>
<p>گفتند: تو یا علی.</p>
<p>حضرت فرمود: آیا نزدیکی شما به پیامبر بیشتر است یا نزدیکی من؟</p>
<p>گفتن تو یا علی.</p>
<p>امام علیه‏السلام فرمود: به خدا قسم من و این اجیرم، مساوی هستیم.</p>
<p>اگر چه ما فقط به چند نمونه از رفتارهای عادلانه حضرت علی علیه‏السلام در امور مالی اشاره کردیم، ولی مشابه این‏گونه رفتارها در سیره امام علیه‏السلام بوفور دیده می‏شود. آنچه مسلم است هیچ گاه امام علیه‏السلام بیت‏المال و اموال شخصی خود را برای تحکیم پایه‏های قدرتش به کار نبرد و هیچ گاه به خاطر جذب افراد به سوی خود، مالی به آنان نبخشید و در تمام رفتارهای خود فقط به آنچه عدالت ایجاب می‏کرد، عمل می‏نمود.</p>
<p>آيا مديران مانيز عدالت  را در امور مالي و توزيع ثروت رعايت مي كنند. </p>
<p>آيا نژاد محمد نيز عدالت را رعايت خواهد كرد .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/83/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/83/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=83&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/07/%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>قابل توجه جناب آقاي دكتر منصور حقيقت پور استاندار اردبيل و خادم حضرت امام علي ( ع )</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/05/%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%83%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%aa-%d9%be%d9%88/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/05/%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%83%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%aa-%d9%be%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 22:45:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسين (ع)]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/04/05/%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%83%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%aa-%d9%be%d9%88/</guid>
		<description><![CDATA[حضرت علی(ع) در اجرای عدالت، چه در موارد اقتصادی مانند تقسیم بیت‏المال و چه در واگذاری مناصب حکومتی و نیز در برخورد با کارگزاران متخلف، هیچ‏گونه سهل‏انگاری و مدارا را جایز نمی‏دانستند و برای استیفای حقوق مردم، با متخلفان با قاطعیت برخورد می‏کردند. آن حضرت اموال را به طور مساوی بین همه تقسیم می‏نمودند و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=80&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت علی(ع) در اجرای عدالت، چه در موارد اقتصادی مانند تقسیم بیت‏المال و چه در واگذاری مناصب حکومتی و نیز در برخورد با کارگزاران متخلف، هیچ‏گونه سهل‏انگاری و مدارا را جایز نمی‏دانستند و برای استیفای حقوق مردم، با متخلفان با قاطعیت برخورد می‏کردند. آن حضرت اموال را به طور مساوی بین همه تقسیم می‏نمودند و مناصب حکومتی را بر اساس لیاقت ـ و نه خویشاوندی یا نزدیکی ـ به افراد واگذار می‏کردند.</p>
<p> قوم‏سالاری و نفوذ خویشاوندان و استفاده از رابطه‏های نسبی و سببی در رسیدن به قدرت و تقسیم آن، آفتی است که حکومت‏ها را دائما تهدید می‏کند؛ اما یکی از ویژگی‏های حضرت علی(ع) آن است که کسی نتوانست با استفاده از عنصر خویشاوندی یا برتری نژادی، در آن حضرت نفوذ کند و از این طریق به مطامع و منافع شخصی خود برسد. این بدان علت بود که حضرت از ابتدای به قدرت رسیدن، با قاطعیتِ تمام در مقابل این طمع‏ورزی‏ها استقامت نمود و مصلحت مسلمانان را در نظر گرفت و آن را بر مصلحت شخصی افراد و گروه‏های خاص ترجیح داد.</p>
<p>در تاریخ آمده است که دو تن از نزدیکان حضرت به نام‏های عباس بن عبدالمطلب و ربیعة بن حارث، فرزندان خود، فضل بن عباس و عبدالله بن ربیعة، را نزد علی(ع) فرستادند تا از آن حضرت بخواهند که آن دو را به سِمَت کارگزار حکومت در امور صدقات و مالیات بگمارد. حضرت در مقابل خواسته این دو نفر، ردای خویش را افکند و بر روی آن دراز کشید و فرمود: &#8230; سوگند به خدا پیوسته در این حال می‏مانم تا شما دو نفر را ناامید به سوی پدرانتان بازگردانم.</p>
<p>یعقوبی می‏نویسد: بعضی روایت کرده‏اند که علی(ع) فرمانداری یمن را به طلحه و حکمرانی یمامه و بحرین را به زبیر سپرد. آن دو، هنگام پذیرش این سمت از باب تشکر و قدردانی گفتند: از این صله رحم که انجام دادی ـ و حق خویشاوندی که به جای آوردی ـ جزای خیر بینی! علی(ع) گفت: آیا شما این را صله رحم ـ حق خویشاوندی ـ می‏دانید؟!</p>
<p>زمامداری بر مسلمان را به حق خویشاوندی چه کار؟ آن‏گاه حکم را از آن دو پس گرفت. آن دو برآشفتند و گفتند: دیگران را بر ما ترجیح دادی! علی(ع) فرمود: اگر این حرص و آزمندی در شما پدیدار نمی‏گشت من درباره شما عقیده‏ای دیگر داشتم.</p>
<p>حضرت با این برخورد و قاطعیت خود، به خصوص با افرادی مثل طلحه و زبیر که هم از بستگان حضرت بودند و هم خود را در به قدرت رسیدن حضرت مؤثر می‏دانستند، نشان داد که جز از طریق کاردانی و تقوا راهی برای رسیدن به مقام در حکومت علی(ع) وجود ندارد.</p>
<p>حضرت نه فقط در واگذاری مناصب دولتی از عنصر خویشاوندی استفاده نکردند، بلکه در تقسیم بیت‏المال نیز با قاطعیت تمام عدالت را اجرا کردند و نگذاشتند مانند خلفای سابق، نزدیکانِ حاکم از مواهب بیشتری برخوردار شوند. در مواردی که برخی از بستگان حضرت تقاضای امکانات بیشتری از بیت‏المال داشتند، ایشان به شدت با آنان مخالفت می‏کردند.</p>
<p>عبدالله بن جعفر، داماد و برادرزاده علی(ع)، روزی در عصر خلافت آن حضرت به حضور او آمد و گفت: شایسته است امر فرمایید که برای زندگی روزمره‏ام به من کمکِ مالی شود. سوگند به خدا برای تأمین زندگی چیزی ندارم جز این که گوسفند یا الاغ خود را بفروشم. امام علی(ع) به او فرمود: چیزی برای تو نزد من نیست، مگر این که به عموی خود دستور دهی تا از بیت‏المال دزدی کند و به تو بدهد. بدین‏ترتیب حضرت با این جواب او را محروم ساخت.</p>
<p>طلحه و زبیر که در حکومت علی(ع) به منصبی نرسیده بودند، لااقل توقع داشتند که حضرت از نظر مالی تفاوتی بین آنان و دیگران قائل شود و مقدار بیشتری از اموال بیت‏المال را در اختیار آنان قرار دهد. به همین‏علت، چند روز پس از بیعت با حضرت نزد او آمدند و اظهار داشتند: ای امیرمؤمنان! بر سختی زیاد و مخارج فراوان زندگی در شهر مدینه و نیز بر عیال‏وار بودن ما آگاهید؛ مستمری ما از بیت‏المال برای زندگی ما کافی نیست.</p>
<p>جناب آقاي دكتر حقيقت پور شما قبل از استاندارشدن خود را خادم حرمين و امامان معصوم خوانديد ؛ پس دقت فرموده و در بكارگيري مديران نالايق بجا مانده از گذشته تجديد نظر نماييد. </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/80/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/80/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=80&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/05/%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d8%a2%d9%82%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d9%83%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%8a%d9%82%d8%aa-%d9%be%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دنيا خواهي مديران</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/01/%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/01/%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Apr 2009 18:25:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/04/01/%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[دنیاخواهی و افزون‏طلبی زمامدار، نزدیکان او و افراد موقعیت‏طلب و سودجو، آفتی است که معمولاً حکومت‏ها را تهدید می‏کند. عامل اصلی پیدایش این آفت نوع تصمیمات و برخورد حاکم در مواجهه با موافقان و مخالفان حکومت است. حکّام پس از رسیدن به قدرت، برای وابستگان خود و نیز کسانی که در به قدرت رسیدن آنان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=79&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دنیاخواهی و افزون‏طلبی زمامدار، نزدیکان او و افراد موقعیت‏طلب و سودجو، آفتی است که معمولاً حکومت‏ها را تهدید می‏کند. عامل اصلی پیدایش این آفت نوع تصمیمات و برخورد حاکم در مواجهه با موافقان و مخالفان حکومت است. حکّام پس از رسیدن به قدرت، برای وابستگان خود و نیز کسانی که در به قدرت رسیدن آنان نقش داشته‏اند، امتیازاتی اختصاص می‏دهند و با نادیده گرفتن تخلفات آنان، زمینه بهره‏گیری بیشتر آنان را از اموال عمومی فراهم می‏سازند؛ تا آن‏جا که حکومت به ابزاری برای رسیدن به تمایلات و خواسته‏های شخص حاکم و نزدیکان وی تبدیل می‏شود. طبیعی است که چنین حالتی، تضییع حقوق بسیاری از افراد جامعه را نیز به دنبال دارد و این بدان سبب است که حاکم نسبت به حفظ حقوق افراد عادی جامعه که تأثیر زیادی در حفظ قدرت وی ندارند، از خود شدت عمل بروز نمی‏دهد. این حاکمان با استفاده از تطمیع و تهدید و اعطای امتیازات خاص، مخالفان خود را به اطاعت وامی‏دارند و در صورت تسلیم نشدن آن‏ها هیچ گونه اغماضی ندارند و با شدّت با آنان برخورد می‏کنند.</p>
<p>و متاسفانه دنيا خواهي معاونين و مديران استانداري اردبيل ميراث بجا مانده از دوران استانداري نيكزاد غوغا مي كند.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/79/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/79/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=79&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/04/01/%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سال 1388 مبارك</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/20/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/20/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 11:48:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/03/20/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/</guid>
		<description><![CDATA[سرسبزترین بهار تقدیم توباد آوای خوش هزارتقدیم توباد گویندكه لحظه ای است روییدن عشق آن لحظه هزاربارتقدیم توباد سال نو مبارك . به اميد سالي پر از موفقيت ، شادي براي شما ، مردم فهيم و صبور استان و كشور عزيز و اسلاميمان. و با اميد به اينكه در اين سال همه متحول شويم منافع [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=67&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سرسبزترین بهار تقدیم توباد </p>
<p>  آوای خوش هزارتقدیم توباد </p>
<p>گویندكه لحظه ای است روییدن عشق </p>
<p>آن لحظه هزاربارتقدیم توباد </p>
<p>سال نو مبارك .<br />
به اميد سالي پر از موفقيت ، شادي  براي شما ، مردم فهيم و صبور استان و كشور عزيز و اسلاميمان.</p>
<p>و با اميد به اينكه در اين سال همه متحول شويم منافع عمومي جامعه اسلامي مان را بر هر نفعي مقدم داريم .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/67/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/67/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=67&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/20/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پيشاپيش سال نو مبارك</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/19/%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%8a%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/19/%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%8a%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 04:40:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/03/19/%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%8a%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/</guid>
		<description><![CDATA[خداوندا! در آستانة سالي نو، در اين انديشه‌ام(ايم ) كه تا چه هنگام فرصت زيستن خواهم (خواهيم) داشت. در تمام اين سالها كه نعمت حيات را ارزاني‌ام ( ارزانيمان) داشتي، دلم ( دلمان) نگران تعلقات دنيايي و ذهنم ( ذهنمان) آشفتة خودخواهيها بود. اگر هم لحظه‌هايي شوق پرواز در من (ما ) زنده شد، از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=76&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خداوندا! در آستانة سالي نو، در اين انديشه‌ام(ايم ) كه تا چه هنگام فرصت زيستن خواهم (خواهيم) داشت.<br />
 در تمام اين سالها كه نعمت حيات را ارزاني‌ام ( ارزانيمان) داشتي، دلم ( دلمان) نگران تعلقات دنيايي و ذهنم ( ذهنمان) آشفتة خودخواهيها بود.<br />
اگر هم لحظه‌هايي شوق پرواز در من (ما ) زنده شد، از پرواز هراس داشته‌ام ( ايم) ؛ چون آسمان را نمي‌شناسم ( نميشناسيم) .<br />
معبودا! هنوز پا در زمين و چشم به آسمان دارم (داريم) . ياري‌ام كن تا در سال پيش رو، به چنان بصيرتي دست يابم (يابيم ) كه جرأت پرواز بيابم (بيابيم) . از پيله خودخواهيها درآيم ( آييم ) و اوج بگيرم ( بگيريم ). </p>
<p>دوستان عزیز پيشاپيش عيد نوروز بر شما و خانواده محترم مبارک باد .</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/76/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/76/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=76&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/19/%d9%be%d9%8a%d8%b4%d8%a7%d9%be%d9%8a%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%83/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آقاي دكتر حقيقت پور استاندار اردبيل ، با كدامين مديران ؛ استان اردبيل را به كارگاه سازندگي تبديل خواهد نمود؟؟؟ !!!</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/17/%d8%a8%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%83%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/17/%d8%a8%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%83%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Mar 2009 14:04:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/03/17/%d8%a8%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%83%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[دكتر منصور حقیقت پور در جلسه امروز سه شنبه مورخ 27/12/87 شورای برنامه ریزی استان در محل استانداری با انتقاد شدید از نحوه بررسی بودجه سال آینده دولت در مجلس عنوان کرد: مجلس در بررسی و تصویب بودجه سال 88 کشور انحرافاتی را با افزودن برخی بندها و تبصره ها به وجود آورده است&#8230; وی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=71&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دكتر منصور حقیقت پور  در جلسه امروز سه شنبه مورخ 27/12/87 شورای برنامه ریزی استان در محل استانداری با انتقاد شدید از نحوه بررسی بودجه سال آینده دولت در مجلس عنوان کرد: مجلس در بررسی و تصویب بودجه سال 88 کشور انحرافاتی را با افزودن برخی بندها و تبصره ها به وجود آورده است&#8230;</p>
<p>وی در ادامه با بیان اینکه جبران عقب ماندگیها در استان اردبیل اولویت مدیران در سال 88 خواهد بود، یادآور شد: اراده بر آن است که در سال آینده این استان را به کارگاه سازندگی تبدیل کرده و با تبدیل استان اردبیل به کارگاه سازندگی در جهت رشد و توسعه و شکوفایی بخشهای اقتصادی،‌ تمامی نعمت و فزونی عزت را برای مردم استان به ارمغان بیاوریم&#8230;</p>
<p>حال سوال اينست :<br />
استاندار محترم با كدام مدير ان توانمند ، علمي و دلسوز ( دلسوز به استان و حامي منافع استان ) ، استان را به كارگاه سازندگي تبديل خواهند نمود ؟؟؟؟؟</p>
<p>آيا ايشان نيز به مانند سلف پيشين خود جناب نيكزاد به تنهايي براي ظاهرسازي و استان اردبيل را سكوي پرتاب خود قرار داده ، به ماموريتهاي شخصي خواهند رفت!!!!!!</p>
<p>آيا ايشان نمي دانند خيلي از مديران ستادي استانداري حال كار كردن ندارند و صرفا&#8221; چند روزي مي خواهند بيشتر مدير بمانند !!!!!</p>
<p>آيا با اين معاونين آنتيك و عتيقه  ( مانند معاون برنامه ريزي ، معاون پشتيباني و توسعه منابع  ، معاون عمراني و البته معاون سياسي مغاني كوته نظر و كوته فكر و ساير مديران كل ناتوان نان به روز خور ) دارند استان را به كارگاه سازندگي تبديل خواهند نمود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p>
<p>ما كه مي گوييم با اين مديران ضمن اينكه امكان ندارد ؛ بلكه محال است !!!!<br />
شما چه مي فرماييد ؟</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/71/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/71/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=71&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/03/17/%d8%a8%d8%a7-%d9%83%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%8a%d9%86-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d9%83%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آيا مديران سابق و كنوني استان اردبيل به مفهوم اصول گرايي و اصلاح طلبي اعتقاد دارند؟</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/02/02/%d8%a2%d9%8a%d8%a7-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%88-%d9%83%d9%86%d9%88%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/02/02/%d8%a2%d9%8a%d8%a7-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%88-%d9%83%d9%86%d9%88%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 12:48:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسين (ع)]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/?p=55</guid>
		<description><![CDATA[آنهايي که چه به عنوان اصول گرا و چه به عنوان اصلاح طلب از عهده تشخیص چهار انگشت فاصله عاجز هستند ، آنچه می شنوند، باور دارند و آنچه را می بینید ، انکار می کنند! آنان به جای آنکه روش ها ،سیاست ها و سیاست پیشگان را با حق بسنجند ، حق را در [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=55&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آنهايي که چه به عنوان اصول گرا و چه به عنوان  اصلاح طلب از عهده تشخیص چهار انگشت فاصله عاجز هستند ، آنچه می شنوند، باور دارند و آنچه را می بینید ، انکار می کنند! آنان به جای آنکه روش ها ،سیاست ها و سیاست پیشگان را با حق بسنجند ، حق را در ترازوی آنان نهادند و به تعبیر کلام قرآن، مفتون سادات و کبری خودشان شدند . براستی کدامین خواّص و عواّم مستوجب ملامت و سرزنش هستند ؟ بیایید تاریخ را با هم مرور کنیم<br />
خواّص مقابل حق ، دردشان این بود که دنیایشان با حکومت علی (ع) تنگ گشته و سهم شان از بیت المال ، همسان دیگران مقرّر شده بود ، اما بیرق حمایت از خون خلیفه را پوشش نیّت و مرهم زخم دنیایشان کردند و عواّم چشم بسته ، جان و مال به پای خدعة معاویه ، عمربن عاص و اصحاب جمل و پیشانیهای بستة جهّال نهروان نثار کردند. (عجبا امروز هم عده زيادي همين راه را مي روند .) در میان آنان ،خواّصی دیده می شوند که بخوبی حق را می شناختند و جایگاه والای امام حسین علیه السلام را می دانسته اند ، رفتار رسول خدا را با او دیده و سخنان و سفارشهای آنحضرت را درحق فرزندشان شنیده بودند، امّا دنیا و طمع حکومت ری و بلاد جهان اسلام ، چشمهایشان را کور کرده بود. در جمل ، همین را دیده بودیم و در نهروان نیز ،در مقابله امام حسن (ع) با معاویه ،همین را شاهد ،در کربلا هم اوج عوامگیری و دنباله روی آنان از خواّص فریب خورده و دل به دنیا بسته ، به نمایش دیدگان تاریخ درآمد<br />
 افرادي با سبک عقلی و سبک مغزی خود با قدرت چند روزي ساخت و پاخت کرده است .اشخاصي در پی دنیا طلبی و تجمل گرایی خویش سفته گوش و غلام حلقه به گوش بالاييها شدند . خیانت از خواّص آغاز می شود و فساد از راس ، به توده ها سرایت می کند و عواّم ، آخرت و دنیای خود را به پای استحکام بنای خیانت و فساد خواّص نثار می کند . آنان که در پس شهادت علی(ع) از یکدیگر می پرسیدند : مگر علی نماز می خواند ؟ علی در مسجد چه می کرد؟ و آنان که به امام حسن (ع) نیش می زدند که ای مذّل المومنین !! همانان پس از حادثه شوم کربلا ، با شنیدن صوت قرآن و دیدن نماز اسرای به اصطلاح خارجی! در حیرت می شوند که خانه خراب شده اند و حریم رسول الله را خارجی دانسته اند !!<br />
 زهیربن قین ، حبیب بن مظاهر اسدی- سعید بن عبدالله انصاری – ابوثمامه صاعدی ، حربن یزید ریاحی – محمد بن بشیر حضرمی و نافع بن هلال همه در حلقه یاران حسین گرد هم آمدند! در یک سوی کربلای حسینی نشان از قافله ای داریم که از منزل سقیفه به راه افتاده و در خانه عثمان آسوده است. این قافله به بهانه تدبیر حکومت در خلافت به حذف علی (ع) اندیشیده است ؟<br />
تدبیر حکومت یعنی چه ؟ تدیبر حکومت ، یعنی فاصله گرفتن از سیره و سنّت رسول الله!<br />
تدبیر حکومت ، یعنی انزوای شریعت اسلامی و احکام الله !! تدبیر حکومت یعنی بذل و بخشش بیت المال و فربه کردن اصحاب و مومنان صدر اسلام به زر ، سیم ، شتران و خانه و کنیزکان!! و البته امروز نيز به شيوه اي نوين اين كارها انجام ميشود .<br />
افراد ضعیف العقل ، بی شعور، تنگ دل و سست پیمان ، اخوان الشیاطین شده اند . همان تفکّری که در صدر اسلام با آن معاویه ، دنیادارتر و زیرکتر از علی شناخته شد. معاویه که در خریدن ایمان مردم، وارونه کردن اصول و احکام اسلامی ، و جلوه دادن باطل در لباس حق و حق را در ورای باطل نشان دادن پیش رفت . آیا این است تدبیر حکومتی وزیرکی در سیاست ؟! آیا این همان سیاستی نیست که امروز بین عاقلان به اصطلاح اصول گرا و اصلاح طلب دنیای زر و زور و تزویر حاکم شده است؟<br />
 اینک یزید و سرکرده گان آنان و سپاهیان وی ، با همان سیاست به مصاف فرزند رسول خدا در کربلا آمده اند تا حکومت و سیاست اموی را با تدبیر سقیفه ای حفظ کنند ! آری یاران دیروز بودند که امروز صدای جدایی دین از اهل بیت را سر می دادند ! سرداران و پیران صحابی بودند که امروز قرآن را به هدایت اّمت کافی می خواندند و وصّیت خدا را بر نصب ولایت با رای مردم به انتخاب نقص می کردند . دموکراسی جاهلانه و قبیله گرایانه را بر غدیر رجحان می دادند و خود در هنگام سلطه خویش ،انحصار طلبانه ، به وصیّت ، شورا ، جانشینی و وراثت روی می آورند ، پیران دیروز رسول خدا بودند که در رحلت جانکاه او ، نقل معارف او را ممنوع می کردند تا حق روشن نشود!<br />
 درد اسلام این بود که پوستین آن را وارونه پوشیدند ، حق را ناحق و ناحق را حق جلوه دادند و اینها در پناه کلام، زمزمه ، جلسه ها و زرق و برق دنیای مادی ممکن شد برای ناحق جلوه دادن حق استدلها کردند ، و در جامعه اسلامی پراکندند . بر تارک گفتار ، کلمه ها را رنگ و آبی فریبنده دادند تا دلهای مومنان را بلرزانند و بلغزانند. دوری از اسلام ناب و تقویت اسلام اموی ، اسلام ابوسفیان و اسلامی که درآن رهبر منصوب حق تعالی دور از حکومت! و حکومت در دست مدبّران و عقلای اسیر هوی و هوس . همین اسلام ، در کربلا، در برابر اسلام علوی ایستاده است و در پی آن است که همچنان که بعد از رحلت رسول خدا موفّق به انحراف جامعه شد این بار نیز اسلام ناب را از بین برده و در اندیشه بود که آن را بر کلّی خاموش کند .<br />
 و عاشورا جلوه تقابل دو تفکر است از دین ، تفکر فربه شده از بسط شریعت و تفکّری پایبند به سنّت نبّوی. یک سوی میدان ، تفکر فربه شده و بسط یافته از تسامح و تساهل نسبت به دین را به صف می یابیم . دین در این باور ، نه محل بروز ، صدور و اجرای احکام الهی است در پهنة جماعت و کافّه مسلمین ؛ بلکه خلاصه ای در نماز، روزه ،حج و ثواب اخروی . آنجا که «شریح قاضی» ، عالم مدّعی ، به فتوای قتل حسین (ع) می نشیند . یا «ابوموسی اشعری» در مقام حکّمیت ، به عزل علی علیه السلام لب می گشاید ، چه فربه ای در معرفت دینی آنان حاصل شده است ؟ اگر اقتضای زمان و عقل معیشت دنیا ، معرفت دینی را فربه می سازد این نتیجه آن فربه ای است و نتیجه با مقدمه کاملاً همخوان است اجتهاد اموی در برابر نصّ نبوی و علوی.<br />
و مجلسی که در آن خلیفه رسول الله !! دست به قدح شراب می برد و خنیاگران می نوازند. رقاصان به رقص ، آن هم در دارالخلافه ، چه تسامح و تساهلی در احکام دین و سنت نبّوی صورت گرفته است که توجیه و گذاشتن از کنار هتک حرمات الله ، عین دیانت و دین مداری تلقی می گردد؟ و اگر درکاخ معاویه ویزید ، مشاوران غیر مسلمان ، تدبیر حکومت و سیاست به امیرالمومنان !! می آموزند ،چه تسامح و بردباری مذهبی صورت گرفته که مرزها چنین مخدوش شده اند؟<br />
اگر آنروز ، آنان که در خانه شان توسط علی (ع) و زهرا سلام الله علیها – دو مشعل فروزان حق ،که حق با آنان است و آنها با حق اند و رضای خدا در رضای آنها و غضبش در غضب آنان است – کوبیده شد تا به غدیر شهادت دهند ، از این کلام حق طفره نمی رفتند ، شمشیر خود را در نیام دنیا طلبی و عافیت جویی فرو نمی بردند و زبان در پس مزمزه های دنیا به کام نمی چسباندند ، چه کسی امروز سرهای عزیزان را از تن جدا و بر نیزه می کرد ، بر بدنهای قطعه قطعه آنان هلهله شادی سر می داد و دروازه های شهر را آذین می بست که خارجیان اسیر را به شهر وارد می کنند ؟!<br />
عاشورای دیگری را امروز یزیدیان تاریخ به راه انداخته اند . مرفّهین ،پولداران و حرام خواران در یک طرف و پیش مرگان در طرف دیگر .<br />
مگر نه این است که ابوذر استخوان بدست ، سبز نشینان کاخ دمشق را از دنیا بر حذر می دارد و با تبعید به «ربذه» شهد شیرین شهادت را نوش جان می کند . تا ننگ پذیرش دنیا و تایید معاویه و دارالخلافه عثمان را پذیرا نگردد. چگونه است که علی ابن ابیطالب کفشهای پاره پاره را برای چندمین بار با دستهای مبارک وصله میکند و کیسه نان خشک را مهر می نهد و به نان با نمک قناعت می کند تا به همه جلوه های دنیایی ، و شرط شورای عمر مبنی بر پیروی از سنت شیخین «نه» بگوید . «عباس بن علی » که امان نامه را رد می کند ، قبلاً در میدان مبارزه با نفس ، امان نامه ها را یکسره سوزانده است.<br />
«حربن یزید ریاحی» که شرمسار و پای پیاده از حسین (ع) درخواست عفو می کند و فرماندهی فوج یزیدیان را وا می نهد و شهادت را بر می گزیند . زهیر که مکنت وزن و فرزند را یکباره وا می نهد ، ولایت را در نفس خود ، اعتباری بیش ازنام و وزن و تمام دنیا قائل است . و در همین سوست که تدبیر را در پایبندی به سنّت نبّوی و اجرای احکام شریعت می یابی که هیج نرمشی را در آن روا نمی بینی . از آن هنگامیکه علی و فاطمه ، سلام الله علیهما «نه» گفتند تا آنجا که علی در شورای تعیین خلافت ، حاضر به ادامه روش شیخین نشد و آن زمان که در برابر نصیحت یاران ، مبنی بر ابقای معاویه در حکومت شام برای چند صباحی اصرار بر عزل معاویه نمود و در برابر زیاده خواهیهای طلحه و زیبر ایستاد و جنگ «جمل» را بر خویش هموار نمود و طمع منافقان کوردل را در جنگ نهروان از خود برید ، خط ایستادگی بر احکام خدا و سنّت رسول الله پی ریزی گشت و بر این گونه تدبیرها خط بطلان کشیده شد. دست بیعت دادن با یزید ،نه تدبیر ،که ضد تدبیر شناخته شد و دغلکاران نرمش خوی دشمن مدار ،گرچه چند صباحی بر اریکه قدرت ماندند ، لکن عاقبت رسوای تمامی زمانها گشتند و این نشد جز به برکت پایمردی مدبّران خداجوی صحنه عاشورا ، مدبّرانی که در ورای ظاهر چند روزه و های و هوی تبلیغاتی باطل ، پیروزی حق را دیدند و تدبیرشان بر آن قرار گرفت.  عاشورا مصاف دو صفّ مدّعی دینداری است . صفّ مدعّیان دینی که بی باورند به دین و شکم آنها از لقمه های حرام ، که بارزترین نشان بی باوری آنهاست پر و گوشهایشان بر روی ولایت بسته و دلهایشان به نغمه های شوم دشمنان گشوده است و صفی که دین برایشان مقدّس و دلهاشان در تسخیر خدا و جوارحشان در اجرای حدود الله و مقتدایشان علی است. و اما امروز آيا اصولگرايي و اصلاح طلبي و جمع شدن در زير پرچم هريك از آنها براي خيلي از مديران ما وسيله اي براي كسب قدرت و ثروت نيست !!!!!<br />
و &#8230;<br />
 ما در فتنه ها و آزمونهای دشوار روزگار در کدامین صف خواهیم بود؟ </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/55/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/55/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=55&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/02/02/%d8%a2%d9%8a%d8%a7-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82-%d9%88-%d9%83%d9%86%d9%88%d9%86%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a8%d9%8a%d9%84-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>برخي از ويژگي هاي مديران ناتوان استان اردبيل</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/02/01/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/02/01/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 14:58:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/02/01/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[با وجود پذیرش نقش مؤثر &#8220;مدیر&#8221; در جامعه و قبول این نکته که بروز مشکلات در هر سطحی ارتباط مستقیم با توانایی‌های مدیریت دارد، متاسفانه حرکت منطقی و اصولی برای رفع این مشکل مهم در استان اردبيل صورت نگرفته و دائماً شاهد و ناظر ظهور مشکلات جدیدتری از قِبل ناتواني مديران هستیم؟! مشکلاتی که معلول [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=64&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با وجود پذیرش نقش مؤثر &#8220;مدیر&#8221; در جامعه و قبول این نکته که بروز مشکلات در هر سطحی ارتباط مستقیم با توانایی‌های مدیریت دارد،  متاسفانه حرکت منطقی و اصولی برای رفع این مشکل مهم در استان اردبيل صورت نگرفته و دائماً شاهد و ناظر ظهور مشکلات جدیدتری از قِبل ناتواني مديران هستیم؟!  مشکلاتی که معلول عوامل گوناگونی است که به اختصار به آن اشاره می شود:<br />
 الف) فقدان معیار انتخاب مدیران: در حالی که در جامعه، حتی تزریق آمپول به بیمار به تخصص، آموزش و به مجوز نیاز دارد و در حالی که حتی یک دندانساز تجربی کاملا مجرب اجازه کشیدن یک دندان فاسد بیمار را ندارد و به طور کلی به رغم آنکه اشتغال در هر صنفی مستلزم اخذ مجوز است، شگفت انگیز است که واگذاری مناصب مدیریتی که می تواند موجب نارضایتی و نهایتاً بحران حاد اقتصادی و فرهنگی در‌هر سازمان شود، بدون ضابطه و‌ نه بر اساس توانایی و شایستگی بلکه عمدتاً بر پایه روابط ، ميزان مطيع بودن فرد انتخابي و در چارچوب وابستگی های قومي ، گروهی و جناحي صورت می گیرد.  ( نمونه آن شيخ طالبان جناب آقاي ابراهيم پور و انتصاب ايشان به سرپرستي ادراه كل ارشاد اسلامي اردبيل و &#8230; )<br />
ب) جابه جایی و حتی ارتقای مقام مدیران ناتوان و بد سابقه به جای مؤاخذه و برکناری: بارها دیده شده است مدیر یا مدیرانی که به دلایلی از جمله کسب نتایج بد و حتی لطمه زدن به سازمان که قاعدتا می بایست حداقل اگر محاکمه و مؤاخذه نمی‌شوند، برکنار شوند، به منصب دیگری گمارده شده و گاه این دور تسلسل ادامه می یابد. ( به مانند جناب آقاي يعثوب نژادمحمد كه به سمت معاونت پشتيباني و توسعه منابع انساني استانداري اردبيل و جناب آقاي مجيد قديري حيدري به سمت معاونت برنامه ريزي استانداري اردبيل انتصاب شدند و &#8230; )<br />
ج) پاسخگو نبودن مدیران: یکی از معضلات بی اعتنایی مدیران به مردم و در نتیجه اولویت دادن به منافع شخصی و گروهی بر مصالح عمومی است. ( به مانند جناب آقاي يعثوب نژادمحمد و جناب آقاي مجيد قديري حيدري و&#8230; و ناتواني شان در اداره امور  بخش هاي زير مجموعه )<br />
 د) گرایش به تملق و چاپلوسی: عامل مهم دیگری که در بروز مشکلات سازمانی دارای نقش عمده ای است، تقویت روحیه چاپلوس پذیری در مدیران است که متاسفانه این پدیده به دلیل ریشه های فرهنگی، در کوتاه مدت قابل رفع نیست. هر چند که دلیل اصلی اشاعه این گرایش، انتخاب و انتصاب مدیران غیرواجد شرایط و ضعیف است تا امکان حتی یک مخالفت کوچک در برابر تصمیمات مقام ارشد را نداشته باشند. ( به مانند جناب آقايان يعثوب نژادمحمد و مجيد قديري حيدري كه با تملق و چاپلوسي به ترتيب به سمت معاونت پشتيباني و توسعه منابع انساني و معاونت برنامه ريزي استانداري اردبيل منصوب شدند ) </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/64/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/64/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=64&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/02/01/%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تعريفي جديد از عدالت خواهي ؟؟؟</title>
		<link>http://ostanar.wordpress.com/2009/01/10/%d8%aa%d8%b9%d8%b1%d9%8a%d9%81%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</link>
		<comments>http://ostanar.wordpress.com/2009/01/10/%d8%aa%d8%b9%d8%b1%d9%8a%d9%81%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%9f%d8%9f%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 10:30:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ostan</dc:creator>
				<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[مديريت]]></category>
		<category><![CDATA[اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استان]]></category>
		<category><![CDATA[استان اردبيل]]></category>
		<category><![CDATA[استانداري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ostanar.wordpress.com/2009/01/10/%d8%aa%d8%b9%d8%b1%d9%8a%d9%81%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</guid>
		<description><![CDATA[حضرت علي ( ع ) از جنس مردم بود. بري الذمه نسبت به زراندوزان و تجمل گراها ، و منزل مولا هم بي پيرايه و بي آلايش بود. نامه پرمحتواي حضرت علي (ع ) و آموزه هاي مهم سياسي واخلاقي در آن نسبت به خريد منزل هشتاد ديناري از سوي شريح بن حارث براي جامعه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=62&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت علي ( ع )  از جنس مردم بود. بري الذمه نسبت به زراندوزان و تجمل گراها ، و منزل مولا هم بي پيرايه و بي آلايش بود.<br />
نامه پرمحتواي حضرت علي (ع ) و آموزه هاي مهم سياسي واخلاقي در آن نسبت به خريد منزل هشتاد ديناري از سوي شريح بن حارث براي جامعه امروز ما نسخه شفابخشي است. &#8230;</p>
<p>مع الوصف ما از خود و شرايط جامعه خويش مي گوييم ،عدالتخواه و مستضعف زاده از شرايط تبعيض آميز و ناعادلانه جامعه خويش  ، خصوصا در استانداري اردبيل  ؛ تفاوتها و ناعدالتي هايي كه ريشه در گذشته دارد و امروز نيز خود را به شكل بارزتري نشان مي دهند.<br />
آناني كه هن هن كنان در پي كسب موقعيت ، سرمايه و ثروت هاي بادآمده از گذشته تاكنون بوده و هستند در يك موقعيت و اُكازيون مناسب سياسي با خواندن يك ((اجي مجي لاترجي)) تغيير گرايش سياسي داده و  موقعيت خود را تحكيم بخشيده و متاسفانه مي بخشند ( به حيل مختلف ) و برقدرت ، درآمدها و دارايي هاي خود مي افزايند ( معاون استانداري كه منتظر زمان بازنشستگي در كسوت معاون استانداري است ! و كل فعاليتهاي معاونت را معطل گذاشته ؟؟!!  و معاوني ديگر كه عليرغم سو استفاده هاي خود در منصب رياست سازمان مديريت و برنامه ريزي استان اردبيل و با داشتن خانه در اردبيل و تهران و به كار بساز بفروشي مشغول است و خود با تمام امكانات رفاهي و موردنيازيك منزل مجهز در خانه سازماني سكني گزيده است!!!  و مديران كلي كه پس از چندين سال استفاده از خانه سازماني حاضر به تخليه آن نيستند  به عوض آنان ،  كارمندان ضعيف را ناچار به تخليه خانه سازماني مي كنند . )<br />
آيا اين است معني عدالت خواهي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br />
رفتارهاي انحصارطلبانه و خارج از گفتمان عدالت طلبي در گذشته نوعي هارموني را براي عدّه اي در هپل هپو كردن بيت المال مسلمين و تضييع حقوق توده هاي محروم و مستضعف جامعه ايجاد كرد. ( عملكرد معاون پشتيباني استانداري  را در زمان رياست بر سازمان مديريت و برنامه ريزي اگر بازنگري نماييد ؛ مشخص مي گردد . )</p>
<p>اينجاست كه با نامه ي مولا به شريح بن حارث ، اشعث بن قيس و عبدالله بن عباس رشته هاي اصولگرايي و اصلاح طلبي را در قالب يك ترمينولوژي واقع گرايانه در معرض افكار عمومي قرار مي دهد و الا اين منشات و نوشته ها بلاطائل و بي فايده است.<br />
آري ! وجوباً نقطه به نقطه اين سير در تئولوژي و تئوكراسي اسلامي ما وجه مميزي است با نظامهاي كاپيتاليستي ، ماركيستي ، اومانيستي و ليبراليستي !<br />
مع الوصف با باد و دم و با غرور و خودستايي نمي شود لاف اصلاح طلبي و اصولگرايي زد. اصلاح طلبي و اصولگرايي هر دو در گرو مردمداري ، ورع ها ، ساده زيستي و پرهيز از زخارف دنيوي و لوكس نشيني است. الله اعلم بالصواب (خدا به حق و صواب داناتر است).<br />
&#8230; </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ostanar.wordpress.com/62/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ostanar.wordpress.com/62/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ostanar.wordpress.com&amp;blog=5544451&amp;post=62&amp;subd=ostanar&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ostanar.wordpress.com/2009/01/10/%d8%aa%d8%b9%d8%b1%d9%8a%d9%81%d9%8a-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a-%d8%9f%d8%9f%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="" medium="image">
			<media:title type="html">ostan</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
